نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 334
گفتار پنجم: اقرار به نسب (اقرار به پدري)
1. طرح مسأله
در ميان فقيهان اختلافي نيست، بلکه به اجماع ثابت شده است که اگر شخصي با وجود شرايطي که در نفوذ آن لازم شمرده شده، اقرار به فرزنديِ کسي نمايد بين آنها نسب ثابت ميشود و آثار آن في الجمله مترتّب ميگردد، مثل اينکه پدر اقرارکننده (مقرّ) جدّ کسي که در مورد او اقرار شده (مقرّ به) ميگردد و فرزند اقرارکننده برادر او محسوب ميشود و احکام توارث بين آنها اجرا ميشود و ديگر آثار.
مرحوم شيخ طوسي در اينباره مينويسد: «هرگاه انساني، به فرزندي کسي اقرار نمايد به او ملحق ميگردد، بدون فرق بين اينکه اقرار در حال صحّت باشد يا مرض، و از يکديگر ارث ميبرند، خواه فرزندي که نسبت به او اقرار شده، آن را تصديق کند، يا تکذيب نمايد. البتّه اگر انتساب و نسب او به ديگري مشهور باشد در اين صورت ملحق نميگردد».[1]
همچنين امام خميني(قدّس سرّه) ميگويد: «از مصاديق اقرارهايي که نافذ قرار ميگيرد، اقرار به نسب است، مثل اقرار به فرزندي يا برادري و مانند اين دو. مقصود از نفوذ اقرار، الزام و