نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 185
پس بياييد كارى كنيد كه حسن ظنّ به خدا داشته باشيد، خدا كمكتان مىكند. نترسيد و اميدتان به خدا باشد. ترس بايد از گناه خودتان باشد؛ از آن طرف، مكروهات را متحمّل شويد.
الان وضع مردم و روحانيت در شرايط سختى است. با اين تورم و گرانى هر چه صبر كنيد خداى تبارك و تعالى نتيجه صبرتان را مىدهد. چرا خدا در قرآن دو بار آيه را تكرار كرد و فرمود: {/(فَإِنَ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ^ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً)[1]/} علّتش اين است كه خداوند متعال در هر عُسرى دو يسر قرار مىدهد، چرا؟ عُسر را با الف و لام آورده امّا يسر را به صورت نكره آورده است اينها نكات ظريفى است، براى اينكه خواسته به ما بگويد از براى هر عسرى دو يسر است يعنى خدا به تو دو پاداش مىدهد. خدايى به اين كريمى و بزرگى، چقدر ما بايد به او علاقه مند باشيم؟ چقدر بايد به او توجّه داشته باشيم. اين را هميشه در نظر بگيريد.
وقتى به جناب آيت الله آقاى على تنكابنى(رحمه الله) گفتند كه آقاى تنكابنى، به قزوين بيا، چرا به اينجا نمىآيى؟ آقاى تنكابنى فرمود: من مىترسم بيايم. چون نمىخواهم به شهرى بيايم كه آيت الله فاضل قزوينى، يك چنين عالم بزرگى، در آنجا است. شنيده ام ناراحت است از اينكه من درس فلسفه و حكمت خوانده ام. ايشان خيلى ناراحت است، نمىخواهم پايم را در شهرى بگذارم كه ايشان در آنجا است و نمىخواسته من درس حكمت و فلسفه بخوانم. آقا دوست ندارد.
تا اينكه روزى آيت الله آقاى فاضل قزوينى(رحمه الله) نامه اى به ايشان نوشت كه جناب آقاى تنكابنى، به اينجا بيا. اگر هم فلسفه خوانده اى، بيا. از آمدن تو ناراحت نمىشوم. وقتى اين نامه به دستشان رسيد، گفت: اگر آقا به من مىگفت تو هيچ چيزى بلد نيستى بهتر از اين نامه بود كه آقا براى من نوشت. از او پرسيدند: چرا؟