نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 207
بنابراين، كسى كه يك ناراحتى درونى يا عقده اى داشته باشد بى انصافى مىكند فلذا عبدها چون خودشان را هميشه عقده دار مىبينند حاضر نيستند كه درباره حر و آزاده انصاف به خرج دهند. حضرت(ص) مىفرمايد تو انتظار انصاف از اينگونه افراد نداشته باش.
طايفه دوّم براى روحانيون عزيز است چون خيلى از اهل علم را مىبينم اين اصل را رعايت نمىكنند. خيلى از آقايان را مىبينم كه يك سلسله مطالب را از مردم مىخواهند كه نبايد بخواهند. حضرت(ص) مىفرمايد:
«وَ عَالِمٌ مِنْ جَاهِلٍ» عالم از جاهل نبايد توقّع انصاف داشته باشد. ببينيد اينها همه درس است كه اگر از آن اطّلاع داشته باشيم خيلى كارها درست مىشود. حضرت(ص) مىفرمايد از جاهل توقّع انصاف نداشته باش. آدم جاهل اسمش روى خودش است. نگوئيد چرا با ما اين رفتار را كرد. اگر نكند كه جاهل نيست. تو به علمت عمل كن و هيچ وقت سر به سر جاهل نگذار.
خداوند تعبير بسيار زيبايى در قرآن درباره اين افراد دارد. فرموده: {/(وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قالُوا سَلَاماً)[1]/} هنگامى كه با جاهلان برخورد دارند به آنان سلام مىكنند. در كتاب«مُطَوَّل» آمده است: يكى از چيزهايى كه عنوان فصاحت و بلاغت دارد اين است كه بعضى از موارد فصاحت و بلاغت معنا، از خود لفظ كلمه فهميده مىشود. اين كه مىفرمايد: (إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ) پس خطاب كننده در چه چيزى«خاطب» است؟ در خطابى كه نمونه جهل است يعنى نبايد آن خطاب را بكند ولى مىكند. خدا مىفرمايد از جاهل انتظار نداشته باش. او هميشه از روى جهل حرف مىزند.