نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 254
اين معنا مراد نيست بلكه مسأله مربوط به باب حدود است. چطور؟ مىفرمايد: اگر سارقى ميوه درختى را دزديد آيا مىشود دستش را قطع كرد؟ چون دستور اسلام درباره دزدى و سرقت اين است كه اگر كسى دزدى كرد و مالى را كه در حرز و امان است به سرقت برد بايد دستش را قطع كنند.
حالا اگر سارقى آمد در باغ، ميوه درخت شما را چيد و سرقت كرد آيا اينجا هم دستش را بايد قطع كرد؟ اگر واقعاً حكم سرقت را بخواهيد اجرا كنيد و دست سارق در اين موارد هم قطع بشود وا مصيبتا، خيلى كار سخت مىشود چون در روستاها خيلى از سردرختى ها را مىدزدند. هندوانه ها را مىخورند. خربزه ها را هر كه مىخواهد از آنجا عبور كند، برمى دارد و مىبرود. هيچ فكر نمىكند حرام است. حرام است. بابا مال مردم است. چرا دست مىزنى؟ چرا جلو شكم را نمىگيرى؟ اگر بنا باشد براى سرقت ميوه هم دست قطع بشود خيلى مشكل خواهد شد. دست قطع شده در جامعه زياد خواهيم داشت. حضرت(ص) فرموده است در دزديدن ميوه درخت قطعى نيست، در دزديدن شكوفههاى درخت قطعى نيست يعنى نبايد دست سارق را قطع كنيد.
حالا چرا نبايد دست كسى كه ميوه مىدزدد قطع شود؟ جهت آن چيست كه قطع نمىكنند؟ من عرض مىكنم والله العالم. شايد نكته اين باشد باغهائى كه درخت و ميوه دارند داراى حصار و ديوار نيستند. نوعاً باغها آزادند، مسير باغها بسته نيست. شما اگر تشريف برده باشيد و بعضى از باغها را ديده باشيد، حتّى راه و جاده بعضى از باغها زير درختهاى ميوه است يعنى از راهى كه مىخواهى بروى ديوار هم ندارد. دو طرف باغ، شاخههاى درختان آلبالو و گيلاس و زردآلو و درختان ديگر كه سردرختى دارند، آويزان است. اخيراً رسم شده كه ديواركشى كنند و الّا قديم اين چيزها نبود، حداكثر اين بود كه مثلاً از اين زمين به آن زمين
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 254