نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 265
مريض مىشوى با حكمتم، دكتر هم هست با حكمتم. اين است كه خداوند متعال در قرآن مىفرمايد: {/(أُحْكِمَتْ آياتُهُ)[1]/} آيات الهى خيلى محكم هستند. هر چيزى را جاى خودش قرار داده است. اينطور نيست كه هر كس قدرت دارد هر كارى خواست انجام دهد. من و شما هم همينطور هستيم. خيال نكنيم اگر پشت ميز قدرت نشستيم هر كارى بايد بكنيم، نه، قدرت بايد با دستگاه حكمت كنترل شود. برادرانى كه پشت ميز نشسته ايد، آقايانى كه مسئولين مملكت هستيد، مواظب باشيد، شما خيال مىكنيد هر چه قدرت داريد بايد قدرتتان را به كار ببريد؟ اين طرز تفكّر غلط است. قدرت بايد پشت دستگاه حكمت برود. از ديدگاه حكمت، قدرت بايد به كار گرفته شود.
برادران عزيز من، اگر قدرت پشت دستگاه حكمت بود مملكت سعادتمند مىشود، جامعه سعادتمند مىگردد، ولى اگر خداى ناخواسته قدرت بخواهد از پشت دستگاه حكمت بيرون بيايد واى به حال حكومت، واى به حال ملّت. خداى قادر مطلق مىگويد من قدرت خودم را همه جا به كار نمىبرم، قدرتم توأم با حكمت است، توأم با مصلحت است.
«وَ لَا لِامْرَأَةٍ مَعَ زَوْجِهَا» ولايت پدر نسبت به فرزند ولايت بالذات است. ولايت شوهر نسبت به همسرش ولايت بالعرض است. پدر نسبت به فرزند ولايت ذاتى دارد يعنى خدادادى است و به دست مبارك حضرت احديت اين ولايتها جمع شده است. اين ولايت از بين رفتنى نيست يعنى پدر نمىتواند به فرزندش بگويد من حقّ پدرى را از تو برداشتم. فرزند هم نمىتواند بگويد من ديگر حقّ پدر را قبول ندارم و نمىخواهم. ولايت پدر اسقاط شدنى نيست، حقّ فرزند هم نسبت به پدر قابل اسقاط نيست. فرزند يك حقوقى گردن پدر دارد كه آن را نمىشود