نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 266
اسقاط كرد. خدا اين حقّ را قرار داده است. بخشش حقّ از جانب پدر به فرزند يا از طرف فرزند به پدر مانعى ندارد مثلاً در بعضى حقوق بگويد من آن را مىبخشم امّا اسقاط شدنى نيست يعنى نمىتواند اصل موضوع را ساقط كند و بگويد حقّى وجود ندارد، اسقاط حقوق به دست ما نيست.
يك سلسله ولايتهايى هم هست كه خدا عنان آنها را به دست من و شما قرار داده است لذا مىتوانى اين ولايت را براى خودت قرار بدهى و مىتوانى قرار ندهى. آنها كدامند؟ يكى مزاوجت. اين مزاوجت ولايتش ولايت جعلى است يعنى اگر شما يك خانمى را همسر خودت قرار دادى يك سلسله حقوقى به وسيله اين مزاوجت براى همسرت بوجود مىآورى كه به گردن تو است و بالعكس، با اين ازدواج يك سرى حقوق براى مرد بر گردن زن گذاشته مىشود، خلاصه زن و مرد يك سلسله حقوق نسبت به هم پيدا مىكنند، يكى از حقوقى كه مرد نسبت به زن دارد و زن حقّ ندارد خلافش را انجام دهد همين است كه«وَ لَا لِامْرَأَةٍ مَعَ زَوْجِهَا» يعنى با وجود شوهر براى زن جاى قسم خوردن نيست چون شوهر نسبت به زن حقوقى دارد.
به هر حال، ولايت پدر ذاتى است ولى ولايت شوهر عارضى است. حالا اگر زن كسى فوت كرد براى جهات غسل و كفن و دفن اين زن آيا شوهر مقدّم است يا پدر و مادر؟ چه كسى مقدّم است؟ با توجّه به اينكه پدر ولايت ذاتى دارد و شوهر ولايتش بالعرض است آيا پدر مقدّم است يا شوهر؟ اينجا امام صادق(ع) مىفرمايد: «الزَّوْجُ أَحَقُّ بِإمْرَأَتِهِ حَتَّى يَضَعَهَا فِي قَبْرِهَا»[1] بنازم لب و دهان اهلبيت(عليهما السلام) را، امام صادق(ع) قربانش بشوم چقدر زيبا فرمود: «الزَّوْجُ أَحَقُّ بِإمْرَأَتِهِ