نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 269
سجّاد(ع) با آن مقام، با آن علم، با آن كمال، با آن عظمتى كه داشتند چقدر گريه مىكردند و چقدر اشك مىريختند؛ چرا؟ اين اشكها و گريه ها از كمال معرفتشان به ذات خدا بوده است.
برادر بزرگوار من، شما حساب كنيد، مىفرمايد عبد بدون اذن مولايش نمىتواند كارى كند، نمىتواند قسم بخورد پس ما بايد بيشتر از اين عبد باشيم و بيشتر و بهتر بايد مطيع خداوند باشيم. چون ما عبدالله هستيم، ما در سلطه خداوند هستيم و او مالك و مولاى همه آفرينش است. خدا - ان شاء الله - ما را جزو بندههاى خودش قرار بدهد كه واقعاً عبد باشيم. از عبدالهى بودن بيرون نرويم. كارى نكنيم كه خداى ناخواسته خدا ما را به بندگى نپذيرد. {/«إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني نَبِيًّا»[1]/} هر روز كه بلند مىشويد، اين آيه را بخوانيد.
پس اين سه نصيحت را در نظر داشته باشيم. يكى اينكه با بودن پدر، قسم براى فرزند نيست. دوّم اينكه با بودن شوهر، قسم براى زن نيست و سوّم اينكه با بودن مولا، قسم براى عبد نيست يعنى در اين موارد بايد به اذن پدر و شوهر و مولا باشند.
خداوند توفيق عمل به اين روايت را به همه ما مرحمت بفرمايد.
[1] . سوره مباركه مريم، آيه 30 (من بنده خدايم او كتاب به من داده و مرا پيامبر قرار داده است)P
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 269