نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا جلد : 1 صفحه : 55
در آن هنگام (كه زكريا اين كرامات را ديد) بخواند زكريا پروردگار خود را گفت پروردگارا ببخش به من از نزد خود فرزندى پاك (از آلودگيها) كه تو شنونده دعائى (و اجابت كننده آنى) (38) پس ندا كردند او را فرشتگان در حاليكه زكريا ايستاده بود نماز مىگذارد در محراب به اين كه خدا مژده مىدهد ترا بولادت يحيى در حاليكه كه آن فرزند ايمان آورنده است به كلمهاى (: بعيسى) كه از جانب خدا مبعوث است و مهترى (بدانش و پرهيزكارى) و باز ايستاده از آنان (و بىرغبت به آنان) و پيامبرى از شايستگان باشد (39) زكريا گفت از كجا باشد براى من پسرى و حال آنكه فرا رسيده مرا سن پيرى و همسرم نازا است (فرشتهاى به فرمان خدا) گفت به همين حال كه هستيد خدا مىكند آنچه را مىخواهد (40) زكريا گفت پروردگارا قرار بده براى من نشانهاى خدا گفت نشانه تو آنست كه قادر نباشى بر سخن گفتن با مردم سه شبانه روز مگر باشاره و ياد كن پروردگار خود را بسيار و به پاكى ياد كن (خداى را) در پايان روز و بامداد (41) و (اى پيامبر بيادآر) زمانى را كه (جبرئيل گفت يا) گفتند فرشتگان اى مريم البته خدا اختيار كرد ترا (براى عبادت و خدمت خانه) و پاكيزه ساخت ترا (بتو عصمتى كرامت كرد) و برگزيد ترا بر جهانيان (بولادت عيسى) (42) اى مريم فرمانبردارى كن براى پروردگار خود و سجده كن (خداى را) و ركوع آر با ركوع آرندگان (43) اين (داستان زكريا و يحيى و مريم و عيسى) از خبرهاى پوشيده است كه وحى مىكنيم آن را بتو و نبودى تو نزد ايشان آندم كه افكندند (براى قرعه) قلمهاى نوشته خود را (در جوى اردن تا بدانند) كه كدامشان كفالت كنند مريم را و نبودى تو (اى پيامبر) پيش آنان آنگه كه (در باره سرپرستى مريم) با يكديگر خصومت مىكردند (44) (بياد آر) زمانى را كه گفتند فرشتگان اى مريم براستى خدا مژده مىدهد ترا بكلمهاى از جانب خود كه نامش مسيح عيسى پسر مريم است در حالى كه او آبرومند در دنيا و آخرت و از مقربان است (خدا عيسى را كلمه الله خواند براى آنكه او را بكلمه" كن" بدون پدر آفريده) (45)
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : سراج، رضا جلد : 1 صفحه : 55