نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا جلد : 1 صفحه : 120
و يهوديان پنداشتند كه چون يهودى هستند، در برابر كارهاى ناروايشان كيفرى در كار نيست؛ ازاينرو كور و كر شدند و از ديدن حق و شنيدن آن ناتوان گشتند. پس از چندى خداوند به رحمت خود به سوى آنان بازگشت و پندارهاى باطل را از آنان زدود، ولى بازهم كور و كر شدند البته، نه همگان بلكه بسيارى از آنان، و خدا به آنچه به جاى مىآورند بيناست. (71) قطعا كسانى كه گفتند: خدا همان مسيح پسر مريم است، كافر شدهاند. مسيح خود مىگفت: اى بنى اسرائيل، خدا را كه پروردگار من و پروردگار شماست بپرستيد، زيرا حقيقت اين است كه هركس به خدا شرك ورزد، به يقين خداوند بهشت را بر او حرام مىكند و جايگاهش آتش است، و ستمكاران ياورانى ندارند كه آنان را از آتش رهايى بخشند. (72) كسانى هم كه گفتند: خدا يكى از سه اقنوم (پدر، پسر و روح القدس) است قطعا كافر شدهاند. جز خداى يگانه خدايى نيست. اگر از آنچه مىگويند بازنايستند، به كسانى از آنانكه كافر شدهاند عذابى دردناك خواهد رسيد. (73) پس چرا به سوى خدا بازنمىگردند و از او آمرزش نمىخواهند و حال آنكه خدا آمرزنده و مهربان است؟ (74) مسيح پسر مريم جز پيامبرى نبود كه پيش از او آنهمه پيامبران درگذشتند، و مادرش تصديقكننده همه آيات خدا بود. هردوى آنان غذا مىخوردند، در حالىكه خدا نيازمند خوراكىها نيست. بنگر چگونه نشانهها را براى آنان بيان مىكنيم، سپس بنگر چگونه از انديشه بازداشته مىشوند و به كجا برده مىشوند؟ (75) بگو: آيا به جاى خدا چيزى را مىپرستيد كه هيچ زيان و سودى را براى شما در اختيار ندارد و حال آنكه تنها خدا شنونده درخواستها و دانا به نيازهاى شماست؟ (76)
نام کتاب : ترجمه قرآن بر اساس الميزان نویسنده : صفوى، محمدرضا جلد : 1 صفحه : 120