responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : رضايى اصفهانى، محمد على و همكاران    جلد : 1  صفحه : 305


19- سورة مريم‌
به نام خداى گسترده مهرِ مهرورز
كاف، ها، يا، عين، صاد. (1)
(اين) ياد رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‌اش زكرياست؛ (2)
هنگامى كه پروردگارش را با ندايى در مخفيگاه، صدا زد. (3)
گفت:» پروردگارا، براستى من استخوانم سست گرديده، و از جهت پيرى (موى) سر شعله‌ور شده (و سفيد گشته است.) و پروردگارا، (من) به سبب خواندن تو در (زحمت و) بدبختى نبوده‌ام. (4)
و در حقيقت من بعد از خودم از بستگانم ترسانم در حالى كه زنم نازاست؛ پس از جانب خود سرپرستىِ (فرزندى) را به من ببخش؛ (5)
كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب (نيز) ارث برد؛ و پروردگارا، او را مورد رضايتت قرار ده. « (6)
اى زكريا! براستى ما تو را به پسرى كه نامش» يَحيى «است، مژده مى‌دهيم؛ كه پيش از (آن)، هيچ همنامى براى او قرار نداده‌ايم. (7)
(زكريا) گفت:» پروردگارا! چگونه براى من پسرى خواهد بود؟! در حالى كه زنم نازاست، و يقيناً از (شدّت) پيرى به فرتوتى رسيده‌ام! « (8)
(فرشته) گفت:» چنين است، پروردگار تو گفته: كه آن (كار) بر من آسان است؛ و بيقين پيش از (آن) تو را آفريدم در حالى كه هيچ چيزى نبودى. « (9)
(زكريا) گفت:» پروردگارا! براى من نشانه‌اى قرار ده. «فرمود:» نشانه‌ات اين است كه سه شب (و روز) در حال تندرستى، با مردم سخن نگويى. « (10)
و از محراب (عبادتش) به سوى قومش بيرون آمد، و به آنان اشاره كرد:» كه صبحگاهان و عصرگاهان تسبيح گوييد. « (11)

نام کتاب : ترجمه قرآن نویسنده : رضايى اصفهانى، محمد على و همكاران    جلد : 1  صفحه : 305
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست