نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 526
همچنين رفتار پسنديده پيامبران، مانند صداقت، پايبند بودن به وعده ها، امانتداري، شجاعت و عدم ترس از دشمن و... ، را جهت سرمشق گرفتن مردم از آنها، بيان مينمايد و ميفرمايد: در اين کتاب از ابراهيم ياد کن، او بسيار راستگو و پيامبر خدا بود. (وَاذکُر فِي الکِتَابِ إِبرَاهِيمَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّيقًا نَبِيّاً)[1].
و يا ميفرمايد: در کتاب آسماني خود از اسماعيل ياد کن که او در وعده هايش صادق و رسول و پيامبر بزرگي بود. (وَاذکُر فِي الکِتَابِ إِسمَاعِيلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الوَعدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِيّاً)[2].
به هر حال مسأله تعليم و تربيت از طريق سرمشق بودن والدين براي کودکان، روشي است که هم تحليلهاي منطقي آن را تأييد ميکند و هم آيات قرآن.
انبيا و اولياي الهي نيز در برنامههاي تربيتي خود از اين روش بهره گرفتهاند، به عنوان نمونه:
1ـ اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل ميکند، حضرت عيسي(عليه السلام) به ياران خود (حواريون) گفت: من به شما نيازي دارم آنرا برآورده سازيد، گفتند يا روح الله، هر حاجتي باشد برآورده خواهيم ساخت، عيسي(عليه السلام) بلند شد و دست و پايشان را شستشو داد. به ايشان عرض کردند، ما به انجام اين عمل سزاوارتريم، جواب داد: عالم و مربّي براي خدمت به مردم سزاوارتر است، من در مقابل شما تواضع نمودم تا بعد از اين نسبت به مردم تواضع داشته باشيد. «فَقالَ: إِنَّ أَحَقَّ النّاسِ بِالخِدمَةِ العَالِمُ، إِنَّما تَواضَعتُ هکَذا لَکَي ما تَتَواضَعُوا بَعدِي فِي النَّاسِ کَتَواضُعِي لَکُم».[3]
2ـ مردي از آشنايان امام سجاد(عليه السلام) به درب منزل حضرت آمد و او را دشنام و ناسزا گفت، حضرت به او جواب نداد، وقتي آن مرد رفت، امام به افرادي که در جلسه حضور داشتند فرمود: شنيديد آنچه را اين مرد درباره من گفت، دوست دارم همراه من بياييد تا بشنويد جواب مرا، گفتند: چنين خواهيم کرد و دوست داريم او را پاسخ دهي، ما نيز شرکت داشته باشيم. امام حرکت کرد و در راه حرکت به سوي او، اين آيه قرآن را تلاوت