نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 527
ميکرد: خداوند کظم غيظ کنندگان و گذشت کنندگانِ نسبت به مردم را دوست دارد. (وَالکَاظِمينَ الغَيظَ وَ العَافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللهُ يُحِبُّ المُحسِنِينَ)[1]. تا آنکه به در منزل آن مرد رسيدند، اطرافيان او را صدا زدند او در حاليکه اطمينان داشت امام براي تلافي و پاسخ به ناسزا و دشنام او به درب منزلش آمده، نزد آنان حاضر شد، در اين هنگام با کمال تعجّب، امام(عليه السلام) رو به آن مرد نموده و فرمود: اي برادر، شما به در منزل من آمدي و آنچه را که خواستي گفتي، اگر آنچه گفتي در من بوده، به درگاه خداوند متعال استغفار مينمايم و اگر در من نبوده خداوند تو را ببخشد. راوي ميگويد: آن مرد پيشاني حضرت را بوسيد و گفت: آنچه را گفتم در تو نيست و من خود به آن کلمات سزاوارترم.[2]
3ـ اميرالمؤمنين(عليه السلام) در وصيت خود به فرزندش امام حسن(عليه السلام) ميفرمايد: از کساني مباش که امر به معروف ميکنند، ولي خود بدان عمل نمينمايند، نهي از منکر ميکنند، ولي تارک منکر نيستند، درست کاران را دوست دارند ولي کردار شايسته ندارند. «لاتَکُن مِمَّن... يأمُرُ بِالمَعرُوفِ وَ لا يأتَمِرُ، وَ يَنهَي وَ لا يَنتَهِي، يُحِبُّ الصّالِحينَ وَ لا يَعمَلُ بِعَمَلِهِم... ».[3]
به هر حال، مغز کودک مانند فيلم عکاسي از تمام گفتار و رفتار پدر و مادر و مربّيان خود عکسبرداري ميکند و ديدهها و شنيدههاي دوران کودکي، برنامه زندگاني فرداي او خواهد بود، به عنوان مثال، عهدشکني با کودک علاوه بر تمام مفاسد، داراي اثر سوءتربيتي است، زيرا خلف وعده، طفل را جسور و پيمان شکن بار ميآورد و او را به راه دروغ و فريبکاري سوق ميدهد.
و به طور کلي، مطالب پسنديده يا ناپسندي را که کودک از پدر و يا مادر يا معلّم فرا ميگيرد هر کدام به سهم خود شايان توجه است، گاهي طفل از ديدن يک کار درست و يا نادرست و شنيدن يک سخن روا يا ناروا چنان متأثر ميگردد و در روانش ريشه ميدواند که تا پايان عمر فراموش نميکند و نتايج خوب و بد آن در تمام طول عمرش به صور