نام کتاب : کتاب احکام و حقوق کودکان در اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 554
داري با آنها باشي؟ آري، صبح فردا پيامبر را شستشو داد و به موهايش روغن زد و به چشمانش سرمه کشيد و يک مهره يماني که در نخ کشيده بود به گردنش آويخت، حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) مهره را از گردن بيرون آورد و گفت: مادر، خداي من که همواره با من است، نگهدار و حافظ من است. «قالَ لِي: مَهلاً يا أُمّاَهُ فَإِنَّ مَعِي مَن يَحفَظُنِي».[1] ايمان به خدا است که طفل سه ساله را اين چنين آزاد و نيرومند بار ميآورد.
همچنين در مورد داستان حضرت يوسف(عليه السلام)، ابوحمزه ميگويد: از حضرت امام سجاد(عليه السلام) سؤال کردم، روزي که يوسف را برادرانش در چاه افکندند، چند ساله بود؟ حضرت در جواب فرمود: نُه ساله.
از کودک نه سالهاي که در چنين وضع سخت و شرايط ناراحت کننده، دچار شده، جز اضطراب و جزع، انتظار ديگري نيست، ولي نيروي ايمان در اين کودک، اثر عجيب و حيرت زايي گذارده است، زيرا موقعي که او را از چاه خارج کردند و به عنوان غلام معامله نمودند، يکي از حضّار به وضع کودک دقت کرد و از روي رأفت و مهرباني گفت: نسبت به اين طفلِ غريب، نيکي کنيد. يوسف که اين جمله را شنيد با اطمينان خاطر و آرامش روان گفت: آن کس که با خداست، گرفتار غريب و تنهايي نيست. «فَقالَ لَهُم يوسُف: مَن کانَ مَعَ اللهِ فَلَيسَ لَهُ غُربَةٌ».[2]
3. معرفت و محبت پيامبر(صلي الله عليه وآله) و خاندان او
از آيات و روايات بسياري استفاده ميشود که محبت پيامبر(صلي الله عليه وآله) از برترين عبادات و از علايم ايمان است. کسي که اين محبّت در قلبش رسوخ نمايد با اطمينان و آرامش خاطر زندگي ميکند، زيرا آن بزرگواران برترين و با شرافتترين و عزيزترين انسانها در نزد خداوند متعال ميباشند، بنابراين دوستي آنها موجب فلاح و رستگاري و تقرّب به خداوند متعال ميباشد و با محبّت آنها، اعمال انسان، قبول و پاکيزه ميگردد.