{a«324» م - a}اگر مردى با زن خود كه محرم است از روى اجبار جماع كند بر زن چيزى نيست و مرد بايد علاوه بر كفاره خود كفاره زن را هم بدهد، و اگر زن از روى رضايت جماع دهد كفاره بر خود اوست، و مرد بايد كفاره خودش را بدهد و كفارهاى كه بايد بدهند گذشت.
سوم - عقد كردن زن از براى خود يا غير، چه آن غير، احرام بسته باشد يا نبسته باشد و محل باشد.
{a«325» م - a}جايز نيست شخص محرم شاهد شود از براى عقد گرچه آن عقد براى غير محرم باشد.
{a«326» م - a}احتياط واجب آن است كه شهادت ندهد بر عقد اگرچه شاهد عقد شده باشد، در حال محرم نبودن اگرچه جايز بودن آن خالى از قوت نيست.
{a«237» م - a}اقوى آن است كه خواستگارى كردن در حال احرام جايز است و احتياط واجب در ترك است.
{a«328» م - a}رجوع كردن به زنى كه طلاق رجعى داده است مانع ندارد.
{a«329» م - a}اگر زنى را در حال احرام براى خود عقد كند با علم به مسأله، آن زن بر او حرام دائمى مىشود.
{a«330» م - a}اگر زنى را با جهل به مسأله براى خود عقد كند عقدى كه كرده است باطل است، لكن حرام دائمى نمىشود، ولى احتياط واجب آن است كه آن زن را نگيرد اگر با او نزديكى كرده باشد.
{a«331» م - a}ظاهرا فرقى بين زن عقدى و صيغهاى نيست در احكامى كه ذكر شد.