نام کتاب : BOK29721 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 150
ايشان روز سوم از شدّت ضعف و گرسنگى حالش به هم مىخورد و بيهوش مىشود. زن و بچهاش فكر كردند كه ايشان از دنيا رفتهاند. بنابراين طبيب آوردند تا ايشان را معاينه كرد، گفت: ايشان از ضعف و گرسنگى اينطور شده و بايد به او غذا بدهيد. به امر الهى تا موقع آوردن غذا زمان مىگذرد، تا مصادف با اذان مغرب و موقع افطار مىشود، وقتى چشمش را باز كرد، گفت: الحمد لله توانستم سه روز روزه را بگيرم.
60 - همنشين خوب
يا اَباذَرْ! اَلْجَليسُ الصّالِحُ خَيْرٌ مِنَ الْوَحْدَةِ وَ الْوَحْدَةُ خَيْرٌ مِنَ السُّكُوتِ وَ السُّكُوتُ خيْرٌ مِنْ اِمْلاءِ الشَّرِّ.
اى اباذر! همنشين صالح و خوب داشتن بهتر از تنهايى است و تنهايى بهتر از سكوت است و سكوت بهتر است ايجاد شرّ است.
اگر انسان همدمى خوب و نيكوكار داشته باشد از انزوا و گوشه نشينى و تنهايى خيلى بهتر است و اگر انسان در جامعه هيچ اثرى نداشته باشد و جامعه از وجود او بهرهمند نشود و در كارهاى اجتماعى هيچ نقشى نداشته باشد، تنها بماند، بهتر است، مثل گُل باشيد كه در هر مجلسى آنرا مىبرند، آنجا را معطر مىكند، و بالاخره اگر براى مردم سودمند نيستى، لا اقل ساكت باش اين همه
نام کتاب : BOK29721 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 150