نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 157
مىخورى؟ «وَ عَجِبْتُ لِمَنْ رَأَى الدُّنْيَا وَ تَقَلُّبَهَا بِأَهْلِهَا كَيْفَ يَرْكَنُ إِلَيْهَا» تعجّب مىكنم از مردم كه اين دنيا و زير و رو شدنها و حركتهاى آن را مىبينند كه چه به سر مردم مىآورد پس چگونه باز اعتماد به دنيا مىكنند. تو كه مىدانى دنيا اين طورى است ديگر به آن اعتنا نكن.
جمله چهارمِ نوشته شده در آن ورقه اين بود كه«وَ يَنْبَغِي لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ أَنْ لَا يَتَّهِمَ اللَّهَ فِي قَضَائِهِ وَ لَا يَسْتَبْطِئَهُ فِي رِزْقِهِ» سزاوار است كسى كه خدا به او عقل داده است به خدا بابت قضائش تهمت نزند، مثلاً نگويد خدايا، چرا فلان حكم را در مورد من اجرا كردى؟ كسى كه قبول دارد خدا همه كارهايش از روى حكمت است ديگر نبايد خدا را به قضائش تهمت بزند كه چرا روزى من، دير به دستم رسيد.
گنجى كه زير ديوار بود اين چهار جمله بود كه پايههاى علم هستند. خداوند متعال از اين برگه كه روى آن، اين علوم نوشته شده بود تعبير به گنج مىكند و در حقيقت، گنج واقعى اين علوم هستند نه آنچه ما تصوّر مىكنيم. اينها براى ما درس است. ما بايد ياد بگيريم گنج اينها است ولى باورمان نمىآيد. واقعيت اين طورى است. تو را به خدا اگر امروز پول زيادى گير ما بيايد، يك نفر صندوق پر از پول به ما بدهد بيشتر خوشحال مىشويم تا اينكه يك مسأله ياد بگيريم؟
ما هنوز قدر علم را نمىدانيم. نمىدانيم علم چقدر ارزش دارد. ممكن است صد هزار تومان يا دويست هزار تومان يا يك ميليون هم به شما بدهند كه زود بر اثر حادثه اى از دست مىرود امّا باز هم نفس انسان به خاطر بدست آوردن اين مال خوشحالى و شادى اش بيشتر از علم است.
مرحوم حاج انصارى واعظ تعبيرات زيبايى مىكرد. مىگفت: صد و بيست و چهار هزار پيغمبر(عليهما السلام) نيامدند كه به ما بگويند دين چيست. آمدند كه ما را بباورانند كه باور كنيم ما خدايى داريم.
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 157