نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 286
وقتى آقا را آوردند، دكتر مدرّسى گفت كه اى واى، چرا اين دارو را به آقا داديد. آن دكتر يا بى اطّلاع بوده يا خواسته آقا را بكشد. گفت: من به دلم افتاده كه آقا را كشته است. اين دارو را به فرد مبتلا به مرض مسهل نمىدهند. مرحوم دكتر مدرّسى گفت: آقا شيخ محمّد تقى(رحمه الله) را كشتند. در حوزه علميه قم سر و صدا شد كه مرگ ايشان مرگ مشكوكى بود. منظورم اين است آقايان مواظب باشيد، وقتى در جامعه فساد بالا بگيرد ممكن است خون پاكى هم به پايش ريخته بشود.
برادران عزيز و بزرگوار، شما را به خدا قسم، روز غريبى دين است. من خيلى مىترسم. اين قم عزيز ما، اين شهر مقدّس ما را هم دارند آلوده مىكنند. همين قمى كه در زمان گذشته از هر جهتى ممتاز بود، اين قمى كه من يادم نمىرود، زن بى چادر به اينجا نمىآمد. خدا مرحوم حاج انصارى واعظ را رحمت كند، ايشان بالاى منبر مىگفت: تا نزديك قهوه خانه على سياه مىرسيدند هر زن لختى كه بود بلافاصله دست مىبرد در ساك خودش و چادرش را در مىآورد و مىگذاشت روى سرش. مىگفتند: خانم، چادر مىپوشى؟ مىگفت: قم است، نمىشود بى چادر به قم رفت.
حالا نگاه كنيد چه وضعى پيش آمده است. زنها، قم كه مىآيند چادرها را بر مىدارند، مىگويند: آقا چادر بپوشيم؟ متأسّفانه از خود ما اهل علم هم بعضى ها مىگويند چادر چيست؟ مىگويند حجاب اسلامى اينها نيست؛ پس چه چيزى حجاب اسلامى است؟ اينها با اين حرفها مىخواهند زنها را براى كثافت بازى، توپ بازى، فوتبال بازى، ورزش بازى آن هم در شهر قم بكشانند. شما يك قم را هم براى ما باقى نگذاشتيد. فقط شهر قم سالم بود اين را هم مىخواهيد نابود كنيد؟ اين قمى كه مىخواهد براى دنيا الگو باشد، مىخواهيد اين را آلوده كنيد؟ مردم دنيا مىخواهند از اينجا درس دينشان را بگيرند، قم بايد از نظر اخلاقى، از
ـ
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 286