responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0    جلد : 1  صفحه : 297
خداوند متعال رحم را دوست دارد چون خودش رحيم است، خودش مهربان است و بنده مهربان را هم دوست دارد لذا به او عمر طولانى ترى عطا مى‌كند. به فاميلهايتان واقعاً علاقه داشته باشيد. من يادم نمى‌رود يكى از بستگان ما پيرمردى بود كه نود و پنج سال داشت. در آستانه مقدّسه كريمه اهل بيت(عليها السلام) هم خادم بود. افتخار خادمى آستانه مقدّس حضرت معصومه(عليها السلام) را داشت. كمرش خميده شده بود و با يك عصاى بلند كه از قد خودش هم بلندتر بود، راه مى‌رفت. مى‌گفتيم: حاج عمو، چرا عصاى بلند انتخاب كرده ايد؟ مى‌فرمود: چون قدم خميده شده است. من با اين عصاى بلند، خودم را نگه مى‌دارم كه يك مقدار بتوانم سرم را راست نگه دارم. بعد با همين حالش، وقتى مى‌خواست از حرم حضرت معصومه(عليها السلام) به منزلش برود، مى‌آمد منزل بى بى ما و در مى‌زد، ما مى‌رفتيم در را باز مى‌كرديم، مى‌ديديم كه حاج عمو آمده همان جلو در مى‌نشست از پله هم بالا نمى‌آمد. سلام و احوال پرسى مى‌كرد. مى‌گفت: حال شما چطور است؟ اسم يك به يك را مى‌برد و احوالشان را مى‌پرسيد. مى‌گفتيم: حاج عمو بيا داخل. مى‌گفت: نه فقط خواستم صله رحم كرده باشم. حضرت(ص) مى‌فرمايد: «صِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَ لَوْ بِالسّلام»[1] صله رحم كنيد و لو به يك سلام كردن باشد. ببينيد جانم، اين آقا چه عمر طولانى كرد. خدا بنده مهربانش را دوست دارد. همان طورى كه خود خدا نسبت به بندگانش مهربان است، دوست دارد بندگانش نيز با هم مهربان باشند. نسبت به هم رحم داشته باشند. براى يكديگر دل سوز باشند. اگر انسانها به يكديگر رحم و مهربانى داشته باشند خداوند نيز به آنها رحم مى‌كند. سفيان ثورى مى‌گويد: يك روز محضر امام صادق(ع) رفتم. به چهره ايشان نگاه كردم، ديدم رنگ مبارك آقا زرد شده است. يك حالت پريشانى عجيب و اضطرابى به آقا دست داده است به حدّى كه از شدّت ناراحتى و اضطراب

[1] . بحار الانوار، ج 74، ص 160P

نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0    جلد : 1  صفحه : 297
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست