نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 316
«وَ لَا فِي الصِّدْقِ اِلّا مَعَ الْوَفَاءِ» راست گفتن بسيار خوب است. انسان بايد هميشه راستگو باشد امّا اگر اين راستگويى توأم با وفا نباشد، فايده اى ندارد. چقدر خوب است انسان چيزى را كه مىگويد راست باشد و به آن وفا هم بكند. اگر راست گفتن توأم با وفا شد منشأ خير و بركت مىشود ولذا مىفرمايند كه در راستگويى خير نيست مگر در آن وفا هم باشد. بگويند فلانى جداً آدم راستگو و وفادار است.
درباره حالات حضرت اسماعيل(ع) در نظر مبارك آقايان است. البتّه نه اسماعيل ذبيح الله فرزند ابراهيم(ع) بلكه اسماعيل(ع) ديگرى كه از پيغمبران بوده است و در قرآن آيه اى در مورد ايشان نازل شده است: {/(وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولاً نَبِيًّا)[1]/} اسماعيل(ع) صادق الوعد بود. ببينيد كه چقدر راستگويى و وفادارى داشته است. تعهّد اين پيامبر خدا چقدر عالى است. اين بزرگوار به خاطر قولى كه به رفيق همراهش داده بود يك سال در مكانى منتظر برگشتن او ايستاد. بعد از يك سال همان شخص براى انجام كارى حركت كرد و بر حسب تصادف از همان مكان انتظار حضرت اسماعيل(ع) عبور كرد و ديد كه ايشان در آنجا است. اسماعيل پيغمبر(ع) به رفيقش گفت: فلانى قول داده بودى زود بيايى. در اينجا من منتظر تو ماندم، چرا نيامدى؟ آن بنده خدا اصلاً يادش نمىآمد كه چه موقع قول داده است. اسماعيل(ع) گفت: سال گذشته را به ياد بياور، مگر پارسال در فلان موقع قول ندادى كه به اينجا بيايى، چه شد كه نيامدى؟ دوست آقا يادش آمد و بر سر خودش زد و گفت: اى واى، راست مىگوئى. هنوز نرفتى؟ فرمود: نه، من چشم انتظار آمدن تو بودم چون ما به هم قول داده و قرار گذاشته بوديم كه اينجا يكديگر را ملاقات كنيم.