responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0    جلد : 1  صفحه : 320
آوردن آن به هر درى مى‌زنند. جداً متأثّر مى‌شوم وقتى مى‌شنوم اهل علم هم گرفتار دنيا شده اند. در پيشگاه ولى الله الاعظم( عج الله) مى‌گويم خدايا، اينها چطور فرداى قيامت جواب خدا را مى‌دهند؟ اگر يك طلبه وجوهات بياورد و بگويد فلان آقا از اين وجوهات به من بيشتر مى‌دهد جداً از او ناراحت مى‌شوم و از اين حرف بدم مى‌آيد؛ مى‌گويم آقا بلند شو و وجوهات را ببر. بلند شو برو و اين حرفها را نزن. آيا زشت نيست نزد فقيه و مرجع كه نماينده امام زمان( عج الله) است از اين حرفها مى‌زنى؟ اين وجوهات مربوط به كسى نيست براى امام زمان( عج الله) است. اگر ما از طرف حضرت( عج الله) هم دست ولايت و نيابتى داريم بايد بگونه اى باشد كه ايشان راضى باشند. ارث پدرى ما كه نيست. والله العلى العظيم ما سالهاى سال خدمت آيت الله بروجردى(رحمه الله) و ديگران بوديم و يك كلمه از اين حرفها از دهان ما بيرون نيامد، ابداً. ما تمام وجوهات را به دست آقا مى‌داديم، خدا را شاهد مى‌گيرم يك ريال هم آقا به ما نمى‌داد. خدا را گواه مى‌گيرم من يادم هست. نه تنها بنده بلكه خيلى ها همينطور بودند. مى‌رفتند و وجوهات را به محضر بزرگان مى‌دادند و كوچكترين تقاضايى هم نمى‌كردند، ابداً. حالا اگر تشخيص مى‌دادند طرف واقعاً استحقاق دارد چيزى به او مى‌دادند كه آن هم بستگى به ولايت و نيابت ايشان داشت. خدا مرحوم آيت الله بروجردى را رحمت كند. طلبه اى پولى به مقدار هشتاد تومان خدمت آقا آورد. هشتاد تومان آن روز خيلى زياد بود. بلافاصله آقا همه پول را به آن طلبه برگرداند و گفت: اين مال شما. وقتى بلند شد و رفت آقاى شيخ ابوالحسن روحانى كه در محضر مبارك آيت الله بروجردى(رحمه الله) و دفتردار ايشان بود خيال كرد كه ايشان تصوّر كرده‌اند كه مبلغ هشت تومان است نه هشتاد تومان لذا بلند مى‌شود و دنبال آن طلبه مى‌رود. او را صدا مى‌زند مى‌گويد:
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0    جلد : 1  صفحه : 320
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست