نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 336
خدا مرحوم علّامه حلّى را رحمت كند. ايشان خيلى به اين موارد مقيد بود. وقتى مىخواست نماز بخواند خيلى مراقبت مىكرد. بعد از نماز هم كه مىخواست سجده شكر به جا بياورد خود را روى زمين مىخواباند. اين نهايت تواضع علّامه، مقامش را بالا برد. از ميان علماى شيعه كسى كه فتوا داده بود زيارت عاشورا در شب جمعه واجب است علّامه حلّى(رحمه الله) بود. ايشان زيارت عاشورا را واجب مىدانست كه انسان بايد هر شب جمعه آن را بخواند. تعطيلى پنجشنبه ها هم كه در حوزه رسم است از علّامه مىباشد. تا زمان علّامه پنجشنبه ها هم در حوزه ها درس بود. ايشان چون زيارت شب جمعه را واجب مىدانست چهارشنبه را درس مىداد و بعد تعطيل مىكرد تا بتواند به كربلا برسد. ايشان روز پنجشنبه راه مىافتاد و شب زيارت مىكرد و برمى گشت، باز براى شنبه در نجف تشريف داشت.
ايشان بسيار متواضع بودند. خود ايشان نقل مىكند: همينطور كه سوار دراز گوش شدم و به طرف كربلا حركت كردم كه شب آنجا باشم در بين راه يك دفعه مرد عربى كنارم آمد و بنا كرد با من صحبت كردن. من سواره بودم و آن عرب پياده. همينطور كه صحبت مىكرديم از او سؤال مىكردم و او جواب مىداد. با خودم گفتم: عجب، اين مرد چقدر فاضل است، هر چه سؤال از او مىكنم همه را جواب مىدهد. بعد مرد عرب مسأله اى عنوان كرد. من به او گفتم: اين مسأله اينطور نمىشود چون ما در اين باره روايتى نداريم. مرد عرب گفت: روايت داريم، مرحوم شيخ در تهذيب در فلان صفحه در فلان خط اين روايت را نقل كرده است.
تا اين را گفت تعجّبم بيشتر شد. گفتم: عجب، هم روايت و هم شماره صفحه و خط را مىداند. از فرصت استفاده كردم، عرض كردم سؤالى از شما دارم. گفت:
نام کتاب : BOK36845 نویسنده : 0 جلد : 1 صفحه : 336