(ولى آنها) نمىتوانند آنان را يارى رسانند، و آنان براى آن (بت) ان لشكرى احضار شدهاند. (75) پس سخن آن (مشرك) ان تو را اندوهگين نسازد؛ كه ما آنچه را پنهان مىكنند و آنچه را آشكار مىسازند مىدانيم. (76) و آيا انسان نظر نكرده كه ما او را از آب اندك سيّال آفريديم؟! و بناگاه وى دشمنى آشكار است. (77) و براى ما مثلى زد و آفرينش خود را فراموش كرده و گفت:» چه كسى اين استخوان را در حالى كه آن پوسيده است زنده مىسازد؟! « (78) بگو:» كسى آن را زنده مىكند، كه نخستين بار وى را پديد آورد؛ و او به هر آفرينشى داناست؛ (79) (همان) كسى كه براى شما از درخت سبز، آتشى قرار داد، و شما در هنگام (نياز) از آن (آتش) مىافروزيد. « (80) و آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريد، نمىتواند كه همانند آن (مردگ) ان را بيافريند؟! آرى (مىتواند)، و او فراوان آفرينِ داناست. (81) هنگامى كه چيزى را بخواهد، فرمان او فقط اين است كه به آن مىگويد:» باش! «پس [فوراً موجود] مىشود. (82) پس منزّه است كسى كه فرمانروايى مطلق همه چيز تنها به دست اوست؛ و فقط به سوى او بازگردانده مىشويد. (83)