responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : فقه سیاسی نویسنده : عمید زنجانی، عباسعلی    جلد : 1  صفحه : 270

حرام و تشخيص حق از باطل و حفظ شريعت از تحريفات و بدعت‌ها و تضمين اصالت آن بر عهده او بود. اين عقيده به عنوان سنت فكرى و دينى محافل عمده اماميه در سده‌هاى 2 و 3 ق، در منظومۀ كلامى اماميه در دوره پس از حضور امامان (ع) مورد عنايت قرار گرفت و از اين رو، نقش امام در مرجعيت دينى جامعۀ مؤمنان در مقايسه با نقش سياسى امام از اهميت بيشترى برخوردار شد.

با توجه به آنچه ياد شد، مقام مذهبى و علمى امام (ع) بيشتر مورد كاوش و نظريه‌پردازى متكلمان امامى واقع شد. نظريۀ عصمت امام در همين راستا مورد توجه متكلمانى چون هشام بن حكم قرار گرفت و بحث‌هاى بسيارى را بر اساس تعليمات امامان (ع) و به ويژه امام صادق (ع) در پى داشت. در برابر نفوذ گرايش‌هاى غاليانه به جامعۀ شيعۀ امامى، جريانى از اماميه كه بعدها در شكل‌گيرى اماميۀ سدۀ 4 قمرى تأثير بسيارى داشت، ايستادگى كردند و در عين حال كه از مرجعيت دينى انحصارى امامان (ع) دفاع مى‌كردند، در صدد بودند كه تفسيرى به دور از غلو ارائه دهند. در يك سر اين جريان شخصيتى چون عبدالله بن ابى يعفور قرار داشت. وى امامان (ع) را علمايى ابرار و اتقيا مى‌خواند كه طاعتشان واجب است.

در باب سرچشمۀ علم امامان (ع)، اختلاف نظر وجود داشت، ولى نظرى كه در برابر غلات و مفوضه مطرح شد، اين بود كه امامان (ع) بر اساس برخوردار بودن از علم آبا و اجداد خود كه از پيامبر (ص) به ميراث رسيده بود و با در اختيار داشتن كتاب‌هاى آنان، تنها مرجع تفسير شريعتند. حتى برخى بر اين باور بودند كه امام هر عصر، مسائل پيش‌آمده را بر اساس قواعد و كليات مذكور در اين كتاب‌ها از طريق استنباط فروع از اصول، استخراج مى‌كند و چون خداوند امام را از خطا در احكام شريعت محفوظ نگاه مى‌دارد، همواره وى مصيب خواهد بود و اطاعت از او واجب است. در برابر، گروهى از اماميه در همان دوره به امكان اكتساب علم از راه اعجاز و خرق عادت معتقد بودند. به هر حال، گرچه در باب سرچشمۀ علم امامان (ع) و نيز طبيعت مقام امام و حدود وجودى او اختلاف نظر وجود دارد، ولى نبايد فراموش كرد كه جريان اصلى اماميه كه بيشتر توسط متكلمان دوره حضور رهبرى مى‌شد، از عقايد مفوضه كه بازماندگان غلات دوره‌هاى پيش‌تر بودند و اساسا در باب امامت، نظر ديگرى داشتند، دورى مى‌كردند و سخت با آن مخالف بودند.

مركزيت جامعۀ اماميه در بغداد در سده سوم قمرى، در برابر مفوضۀ امامى‌مذهب موضع مى‌گرفت و در صدد بود كه منظومۀ دينى اماميه را از عقايد غاليانه بزدايد. آنان با ردّ انتساب علم غيب به امامان (ع) و يا قدرت فوق بشرى و يا انتساب خلق و رزق به ائمه (ع) و تكذيب اين باورها، بر عنايت خاص الهى به امامان (ع) و بركات وجودى آنان، تأكيد مى‌كردند.

پس از رحلت امام يازدهم (ع) و با بروز اختلافات در ميان جامعۀ اماميۀ عراق كه بيش از مناطق ديگرشاهد اختلاف‌هاى درون گروهى اماميه بود، اكثريت اماميه و با رهبرى مركزيت آنان در بغداد و متكلمان بزرگ شيعه در آن عصر، يعنى خاندان نوبختى و ديگران به امامت فرزند امام يازدهم (ع) به عنوان امام دوازدهم معتقد شدند و با وجود اعتقادى ريشه‌دار در ميان اماميه كه از تداوم

نام کتاب : فقه سیاسی نویسنده : عمید زنجانی، عباسعلی    جلد : 1  صفحه : 270
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست