نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 459
﴿جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ﴾ (1) ولی این توهم فاسد است برای اینکه اوّلا همه کفار و مشرکین این چنین نبودند و شاید بسیاری از آنها در ریب و شک بودند و خداوند بدینوسیله میخواهد اقامه معجزه و تحدّی کند تا شک آنها برطرف گردد، و چنانچه گذشت خطاب قرآن اختصاص بمشافهین حین خطاب ندارد و ثانیا انکار آنها از روی جحود نبود باین معنی که قلبا معتقد باشند در موضوعی که انکار میکنند تا انکارشان از روی جحود باشد بلکه در جمیع عقائد و اعمالشان از روی شک و ظنّ و گمان رفتار میکنند چنانچه صریح آیات قرآن است مانند آیه شریفه ﴿وَ ما لَهُمْ بِذلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ﴾ (2) و آیات دیگر.
و ثالثا ریب چنانچه گذشت بمعنی شک نمودن در موردی است که جای شک در آن نیست مانند شکّ وسواسی و شکاک، و چنین شکّی بوجهی همان انکار و نپذیرفتن مطلبی است که مسلّم و یقینی باشد
(امر سوم)
در بیان کلمه من دون اللَّه: دون بمعنی پست و نقیض فوق است چنانچه گفته میشود «هو دونه ای احطّ منه درجة» یعنی او در مرتبه پائین تر و پست تر است و بمعنی غیر نیز استعمال میشود.
و چون هر مدعی وقتی که از اثبات دعوای خود عاجز شود و دلیلی نداشته باشد برای اسکات خصم میگوید خدا شاهد است که من راست میگویم و این خود یک دعوی بدون دلیل است چون اثبات اینکه خدا شاهد است مشکل تر از اثبات اصل دعوی است (3) و این کاشف از کمال عجز است و هر مدعی کاذبی میتواند