نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 505
خلافت خدایی شود ثانیا منافی با کلمه ﴿ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَةِ﴾ است زیرا اگر مراد از اسماء لغت و الفاظ باشد مناسب این جمله نیست ثالثا اطلاق اسماء بر الفاظ اصطلاح است و الا حقیقت اسم علامت و نشانه شیئی است (الاسم ما یدلّ علی المسمّی) یعنی اسم چیزی است که بحقیقت اشیاء دلالت داشته باشد که از آن تعبیر بحکمت شده است زیرا حکمت را تعریف کرده اند که علم بحقایق اشیاء است بقدر طاقت بشر
(امر دوم)
بقرینه ضمیرهم در «ثم عرضهم» و «باسمائهم» و کلمه هؤلاء در «باسماء هؤلاء» معلوم میشود که اسماء ذوی العقول هستند از جن و انس و ملائکه یا تغلیب با ذوی العقول است و بقرینه الاسماء که جمع محلّی بالف و لام است و مخصوصا با تأکید بکلمه کل دلالت بر عموم موجودات از بدو خلقت تا انقراض آن دارد بلکه میتوان گفت معرفت باسماء صفات الهیه مثل علم قدرت حیات و عظمت کبریایی و غیر آنها و افعال الهی از قبیل خالقیت رازقیت رحیمیت رحمانیت و علم باسم اعظم الهی را شامل میشود باید گفته شود چیزی که ببرهان عقل و نقل از این عموم خارج است علم بذات خداست که عقلا از حد ممکن بیرون است چون ذات اقدس حق لا یتناهی است عدة و مدة و شدة بنا بر این آدم که موجودی است ممکن و متناهی نمی تواند علم به لا یتناهی پیدا کند اشکال کرده اند که چون خدا علم اسماء را بآدم آموخت بآنها عالم شد و از طرفی بملائکه نیاموخته بود ﴿لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا﴾ پس صرف دانستن
نام کتاب : أطیب البیان في تفسیر القرآن نویسنده : طیب، عبدالحسین جلد : 1 صفحه : 505