نام کتاب : شناخت نامه کلینی و الکافی نویسنده : قنبری، محمد جلد : 1 صفحه : 292
کافی را قطعی الصدور می داند بر بی اصل بودن این سخن تصریح می کند. (1)
بنظر می رسد که این جمله از حدیث معانی الأخبار (2)منقول از امام صادق علیه السلام برگرفته شده که در تفسیر «کهیعص» فرموده اند: «کاف» ، کاف لشیعتنا، «هاء» هاد لهم، . . . برخی تقریب فنی تری برای این ادعا ارائه کرده گفته اند که کلینی معاصر نواب اربعه بوده و در بغداد شهر نوّاب می زیسته و در امر حدیث بسیار با احتیاط رفتار می کرده، لذا 20 سال تألیف کتاب به طول انجامیده.
بنابراین محال یا بسیار بعید می نماید که وی با این که به ناحیۀ مقدسه نزدیک بوده و پرسش برای وی میسر بوده و دانستن صحّت و سقم احادیث کتاب از اهمیت زائد الوصفی برخوردار بوده که سستی در آن جایز نبوده، با این همه از عرضۀ کتاب خودداری کرده باشد، و از میزان اعتبار کتابی که تا روز قیامت ملاک عمل مردمان باشد پرسش نکرده باشد!
در تکمیل این استدلال باید افزود که کتاب کافی در سال 327 پیش از مرگ آخرین نایب حضرت در 328 یا 329 در بغداد عرضه شده لذا تألیف کتاب پیش از این تاریخ و در زمان حیات نایبان حضرت به انجام رسیده است ولی این استدلال از زاویه های گوناگون نادرست است:
1. کلینی هیچ روایت مستقیم از نوّاب اربعه در کافی ندارد و روایت غیر مستقیم وی هم از ایشان بسیار اندک است، این امر نشان می دهد که وی هیچ ارتباط ویژه ای با آنها نداشته است.
2. هیچ دلیلی در دست نیست که کلینی در هنگام تألیف کافی در بغداد بوده است.
وی هر چند ظاهراً پیش از سال 310 به عراق سفر کرده ولی موطن وی «ری» بوده و ظاهراً کتاب را در این شهر تألیف کرده و تنها در اواخر عمر خود به بغداد هجرت کرده و در این شهر درگذشته و به خاک سپرده شده است.
3. نواب اربعه در جوّ تقیه آمیز شدیدی زندگی می کرده اند، بیم از خلفای جور که