نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 105
سعید بن عاص.
شماس بن عثمان مخزومی.
عبدالله بن جحش.
کعب بن أشرف.
مجذّر بلوی.
مصعب بن عمیر.
ابن أبی حُقَیق
ابورافع، سلاّم بن أبی حُقَیق، از سران یهود بنی نضیر و از جمله کسانی بود که احزاب (همپیمانان قریش) را به جنگ با پیامبر صلیاللهعلیهوآله در اُحد، برانگیخت. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمان قتل او را صادر کرد و گروهی از انصار (خزرج) را به فرماندهی عبدالله بن ابی عتیک به سوی او فرستاد. آنان ابورافع را در قلعه خیبر یافتند و به قتل رساندند.[1]
حاجب بن زرارة
حاجب بن زرارة بن عُدس دارمیِ تمیمی، از بزرگان عرب در جاهلیت و در چندین جا رئیس تمیم بود. او همان کسی است که کمانش را در مقابل مالی فراوان نزد کسی گرو گذاشت و بعدها آن مال را بازگرداند. با ظهور اسلام مسلمان شد و پیامبر صلیاللهعلیهوآله او را جهت جمعآوری صدقات به سوی بنیتمیم فرستاد.[2]
حمزة بن عبدالمطلب
ابوعمارة، حمزة بن عبدالمطلب بن هاشم قرشی، عموی پیامبر صلیاللهعلیهوآله بود. 45 سال قبل از هجرت به دنیا آمد. ( 170)از پیامبر صلیاللهعلیهوآله حمایت میکرد و قریش را از آزردن او بازمیداشت. وی از بزرگان و مهتران قریش در دوران جاهلیت و روزگار اسلام و از محترمترین افراد قریش بود. او هرگز تن به ستم نمیداد. در سال دومِ بعثت ( 171)اسلام آورد و از کسانی بود که خداوند به وسیله آنان، اسلام را عزت داد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله او را «اسد الله» لقب داد. او برادر رضاعی پیامبر بود. آن دو «ثُوَیبه» کنیز ابولهب آنان را شیر خورده بودند. در جنگ بدر با دو شمشیر نبرد میکرد و سربلند از میدان جنگ بیرون آمد. او در جنگ احد توسط وحشی بن حرب حبشی، غلام جبر بن عدیّ به قتل رسید.[3]
ذکوان بن عبد قیس
ابوسبع، ذکوان بن عبد قیس بن خَلَده انصاری، کسی است که همراه اسعد بن زراره به مکه رفت تا عتبة بن ربیعه در تفاخر میانشان داوری کند و چون درباره رسول خدا صلیاللهعلیهوآله چیزهایی شنیده بودند، نزد او آمدند و حضرت، اسلام را بر آنان عرضه و قرآن را برای آنها تلاوت کرد. آن
دو اسلام آوردند و بیآنکه نزد عتبه بروند به مدینه بازگشتند. آنان از اولین کسانی بودند که مسلمان پا به آن شهر گذاشتند.[4]
رُمیصاء
امسلیم، رُمیصاء (یا غُمیصاء) دختر مِلحان بن خالد بن حرام انصاری از بنینجار، خواهر ام حرام، ملیکه و مادر انس بن مالک بود. همسرش مالک بن نضر پس از ظهور اسلام به قتل رسید، اما خود مسلمان شد. ابوطلحه، زید بن سهل انصاری که هنوز مشرک بود و بتی چوبین را میپرستید، از او خواستگاری کرد. رمیصاء مهر خود را مسلمان شدن او قرار داد و زید را راضی کرد تا اسلام آوَرَد و او مسلمان شد. رمیصاء همراه شوی خود در جنگ حنین حضور داشت. ( 172)او را در رکاب عایشه میدیدند که با عایشه مشکهای آب را حمل کرده، بر صورت مسلمانان میپاشیدند و سپس بازمیگشتند و دوباره مشکها را پر میکردند. پیش از آن، در جنگ احد نیز دیده شده بود که خنجری بر میان بسته بود، تشنگان را سیراب و زخمیان را درمان میکرد.[5]
سعید بن العاصی
ابواحیحه، سعید بن العاصی بن امیّة بن عبد شمس، از بزرگان بنیامیه در روزگار جاهلیت بود. به دلیل سیادت و بزرگیاش او را «ذو عمامه» میگفتند. به احترام او هیچکس عمامهای به رنگ عمامه او به سر نمیبست. وی پدر عمرو بن سعید (اشدق)بود که بر عبدالملک بن مروان شورید و به دستور او کشته شد. ابواحیحه تا پس از ظهور اسلام زیست، اما بر آیین جاهلی مرد.[6]
شِماس مخزومی
شماس بن عثمان بن شرید مخزومی، صحابی قهرمانی بود که در جنگ بدر حضور داشت و در جنگ احد هنگامی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله بیهوش شد، خود را سپر ساخت و با شمشیر خود از آن حضرت دفاع کرد و سرانجام کشته شد.[7]
عبدالله بن جحش
عبدالله بن جحش بن رئاب بن یعمر اسدی، صحابی و از نخستین مسلمانان است. مادرش اُمَیْمَه، دختر عبدالمطلب و عمّه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود. او به حبشه هجرت کرد و سپس به مدینه آمد و از فرماندهان سریّهها شد. عبدالله، برادر زینب (امّالمؤمنین) و داماد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود. او در جنگ احد کشته شد. از اجتهادهای او این بود که غنیمت را به پنج بخش تقسیم کرد: یک پنجم را برای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و چهارپنجم دیگر را به کسانی که غنیمت میگرفتند اختصاص داد. این پیشنهاد
[1] . تاریخ طبری، ج 2، ص 493 ـ 499 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص146 ـ 148.