نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 110
آوردند. این نبرد «غزوه مُریسیع» ( 177)نامیده شد، زیرا چاهی به همین نام در آن نزدیکی قرار داشت.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله یارانش را در سریّههایی برای نبرد با قبایل دشمن و آموزش نظامی مسلمانان و آمادهسازی آنان برای جهاد سامان میدهد، از جمله:
ـ اعزام سریّه زید بن حارثه به وادی القری (ماه رجب) ؛
ـ اعزام سریّه عبدالرحمن بن عوف به دومة الجندل (ماه شعبان) ؛
ـ اعزام سریّه علی بن ابیطالب به سوی فدک (ماه شعبان) ؛
ـ اعزام سریّه زید بن حارثه به [قبیله] بنی فزاره که در این جنگ، زید، أمّ قرفه را به سبب تحریکاتش علیه پیامبر صلیاللهعلیهوآله به قتل میرساند.
جنگ نینوا بین ایران و روم: رومیان به فرماندهی هراکلیوس، ایرانیان را در جنگ نینوا (2 / 12 / 627 م) شکست میدهند و سوریه و هر چه را که ایرانیان از آسیای صغیر تصرف کرده بودند، باز پس میگیرند. قرآن کریم با اشاره به این پیروزی، میفرماید: « غلبت الروم فی أدنی الارض وهم من بعد غلبهم سیغلبون»[1].
درگذشتگان
اُمّ رومان.
اُمّ قرفه.
خسرو پرویز.
اُمّ رومان
امّ رومان دختر عمرو (یا عمیر بن عامر کتانی) همسرِ حارث بن سُخَیرة بن جرثومه اَزدی بود. ام رومان، که «طفیل» را برای حارث به دنیا آورد حارث به همراه همسرش به مکه رفت و با ابوبکر همپیمان شد و همان جا مرد. چندی پس از مرگ حارث ابوبکر با ام رومان ازدواج کرد و عبدالرحمن و عایشه (همسر پیامبر) از او زاده شدند. اُمّ رومان در مکه اسلام آورد و با خانواده رسول خدا و ابوبکر به مدینه هجرت کرد و در همان جا درگذشت.[2]
اُمّ قرفه
ام قرفه، فاطمه دختر ربیعة بن بدر بن عمرو فزاری بود که با مالک بن حذیفة بن بدر ازدواج کرد و سیزده پسر به دنیا آورد. اولین آنها «قرفه» نام داشت به همین جهت مادرش به این کنیه خوانده شد. پسران او همه از بزرگان قبیله خویش بودند. اُمّ قرفه از ارجمندترین اعراب بود، چنانکه به او در خصوص عزت و مناعت طبع، مثل میزدند و میگفتند: فلانی ارجمندتر از اُمّ قرفه است. اگر میان غطفان مشاجرهای در میگرفت، ام قرفه روسری خود را بر نیزهای میبست و آن را میان
آنان برمیافراشتند و آنان تن به صلح میدادند. ام قرفه در تجهیز نیرو علیه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله کوشا بود آن حضرت در سال ششم هجرت، زید بن حارثه را در رأس یک سریّه به سوی او فرستاد و زید او را به شکل فجیعی به قتل رساند، بدین صورت که بر دو پایش طناب بست و به دو شتر بست و او را از میان دو نیم کرد. او پیرزنی کهنسال بود. پس از کشته شدن، سرش به مدینه فرستاده و در آنجا نصب شد تا مردم از کشته شدن وی آگاه شوند.[3]
خسرو پرویز
خسرو پرویز پسر هرمز، در سال 589 م. حکومت را به دست گرفت. پس از آن که پدرش هرمز توسط بهرام چوبین (سردار ایرانی) خلع شد، به «موریس» امپراتور روم، پناهنده شد. امپراتور با فرستادن سپاهی گران، وی را یاری کرد و تختِ غصب شدهاش را به او بازگرداند. در سال 602 ـ 608 م هنگامی که امپراتور موریس کشته شد، به خونخواهی او برخاست و با بیزانسها جنگید. خسرو پرویز سوریه را به تصرف درآورد و ویرانگری و غارت را به نهایت رساند. و کلیسای «قیامت» را پس از تصاحب گنجینهها و تحفههای موجود در آن، از جمله صلیبِ «صلبوت» (چوبی که مسیح بر آن به دار کشیده شده بود) تخریب کرد. خسرو نتوانست ارتش بیزانس را وادار کند تا پسرِ موریس را به جانشینی پدرش منصوب کنند. در سال 610 م «فوکاس» سردار رومی خود را امپراتور آنجا خواند، اما دیری نگذشت که به دلیل منشِ ناپسندیدهاش خلع و کشته شد. پس از او سردار، «هراکلیوس اول» بر تخت امپراتوری بیزانس نشست.
خسرو بسیار سنگدلبود. پسرش شیرویه او را خلع کرد و به قتل رساند.[4]
پی نوشتها
[1] . شنبه اول ماه محرم سال 6 = 23 مه 627 ؛ جمعه هفدهم ماه شعبان سال 6 = اول ژانویه سال 628 .
[2] . روم (30) آیه 2 و 3 : رومیان مغلوب شدند در نزدیک این سرزمین. و پس از مغلوب شدن بار دیگر غالب خواهند شد.