نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 113
جنگ موته و نبرد با رومیان و عربهای مسیحی شده
ـ پیامبر صلیاللهعلیهوآله سپاهی سه هزار نفری به رهبری زید بن حارثه برای انتقام از شرحبیل، امیر غسّان به سبب قتل حارث بن عمیر اَزدی (فرستاده حضرت) تدارک میبیند. شرحبیل از رومیان کمک میخواهد و آنان او را با گسیل سپاهی انبوه که مسیحیان عرب به آن پیوستهاند، یاری میکند. دو سپاه، در «موته» در منطقه «بلقاء» با یکدیگر روبهرو میشوند. در این جنگ پس از کشته شدن زید بن حارثه، جعفر بن ابی طالب جانشین او میشود، اما او نیز کشته میشود. مسلمانان با نقشهای که طرح و اجرای آن را خالد بن ولید بر عهده میگیرد، از موته عقبنشینی میکنند (ماه جمادی الاولی).
ـ فتح مکه (دهم ماه رمضان).
ـ جنگ با هوازن در وادی حنین و جنگ با ثقیف و فتح طائف (ماهشوال).
درگذشتگان
ام عطیه انصاری.
جعفر بن ابیطالب.
درید بن صمّة.
زید بن حارثه.
زینب دختر محمد صلیاللهعلیهوآله .
شیرویه پسر خسرو.
شیماء سعدیه.
عبدالله بن رواحه.
اُم عطیه انصاری
نسیبه دختر حارث (و گفته شده دختر کعب) از زنان بزرگ صحابه به شمار میرود. پس از مسلمان شدن با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بیعت و از او روایت کرد و در هفت غزوه همراه او بود. وی برای مجاهدان غذا میپخت، از توشه ایشان نگاهداری میکرد، مجروحان را درمان و از بیماران پرستاری میکرد. در جنگ خیبر با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله همراه بود. او پس از سال هشتم هجری درگذشت.[1]
جعفر بن ابی طالب (طیّار)
ابوعبدالله، جعفر بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشمِ قرشی، پسر عموی پیامبر صلیاللهعلیهوآله و برادر علی بن ابیطالب بود. او همراه نخستین مسلمانان، اسلام آورد و به حبشه هجرت کرد و در آنجا اسلام را رواج داد. هنگامی که قریش برای بازپس گیری مسلمانانِ مهاجر که برای حفظ دینشان هجرت کرده بودند، عمرو بن عاص را نزد نجاشی به حبشه فرستاد. نجاشی از جعفر درباره این دین که پیامبر عربی
آورده بود، جویا شد. جعفر گفت:
«ما مردمی بودیم که در جاهلیت به سر میبردیم، بت میپرستیدیم، مُردار میخوردیم، فساد میکردیم، به همسایگانمان ظلم روا میداشتیم و قدرتمندان، حق ضعفا را پایمال میکردند. چنین بودیم تا این که خداوند پیامبری از میان ما برانگیخت که نسب، راستگویی، امانتداری و عفت او بر همه ما آشکار بود. او ما را به سوی خدا خواند تا تنها او را پرستش کنیم و سنگ و بت را که پیش از آن، خود و پدرانمان عبادت میکردیم، به کنار نهیم. او همچنین ما را به راستگویی، ادای امانت، حفظ پیوندهای خانوادگی، حسن همجواری و خویشتنداری از حرام و خونریزی فراخواند و ما را از فساد و سخنان باطل و خوردن مال یتیمان و تهمت به زنان پاکدامن نهی فرمود.
او به ما فرمان داد تا خدا را بپرستیم، ما نیز تنها خدا را میپرستیم و کسی را همتای او نمیدانیم. پیامبر صلیاللهعلیهوآله ما را به برپایی نماز و دادن زکات و گرفتن روزه فرمان داد، ما نیز او را تصدیق کرده، به او ایمان آوردیم، در آنچه از جانب خدای آورده بود، پیرویاش کردیم و آنچه را که بر ما حرام کرده بود، حرام داشتیم و آنچه را بر ما حلال کرده بود، حلال شمردیم».
هنگامی که نجاشی این سخنان را شنید، از تسلیم مهاجران به عمروعاص خودداری کرد و خود نیز اسلام آورد.
جعفر از حبشه به مدینه بازگشت و پیامبر را که پیروزمندانه از نبرد خیبر (سال هفتم هجری) باز میگشت، ملاقات کرد. حضرت، جعفر را به سینه چسباند و با صدای بلند فرمود: «نمیدانم به کدامیک از این دو شادمان شوم، آمدن جعفر یا فتح خیبر».
هنگامی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله خواست در سال هشتم هجری به سوی روم لشکرکشی کند زید بن حارثه را به فرماندهی سپاه برگزید و فرمود: «اگر او کشته شد، جعفر بن ابی طالب و پس از او عبدالله بن رواحه، فرمانده باشد».
سپاه اسلام در محلی به نام موته با سپاه گران رومیان و عربهای مسیحی شده روبهرو شد. در این جنگ زید بن حارثه به شهادت رسید و جعفر بن ابیطالب پرچم را به دست گرفت و از اسب فرود آمد و آن قدر جنگید تا این که دست راستش قطع شد. آنگاه، پرچم را به دست چپ گرفت، آن دست نیز قطع شد. پرچم را بر سینه فشرد و آن قدر پایداری کرد تا به شهادت رسید. بر پیکرش بیش از نود زخم تیر، نیزه و شمشیر نشسته بود. گویند: خداوند ـ تبارک و تعالی ـ به جای دستانش دو بال در بهشت به او داده است و از این روی، «جعفر طیار» و «جعفر ذوالجناحین» نامیده شد.
وی از میان خویشاوندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله شبیهترین کسان به او بود و