responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 114

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به او می‌فرمود: «تو در خَلْق و خُلْق شبیه منی». جعفر پدر مسکینان لقب گرفته بود، زیرا به فقرا و مساکین نیکی می‌کرد.[1]

دُرید بن صمّه

او ابوقرّه، درید بن معاویة بن حارثِ حبشیِ بکری، از قبیله بنی هوازن بود و به «صمّه» که لقب پدرش بود شهرت داشت. او بزرگ بنی جُشَم، جنگ‌جو و فرمانده ایشان بود. عمری طولانی یافت و اسلام را درک کرد، ولی اسلام نیاورد. وی در جنگ حنین بر آیین جاهلیت کشته شد، بدین ترتیب که هوازن روانه جنگ با مسلمانان شدند و او را که نابینا بود همراه آوردند تا از مشاوره‌اش بهره گیرند. هنگامی که هوازن شکست خوردند، ربیعة بن رفیع سلمی، درید را دنبال کرد و او را به قتل رساند. درید از خنساء خواستگاری کرد و در وصف او اشعار عاشقانه سرود. هنگامی که خنساء تقاضایش را رد کرد، به هجو او پرداخت.[2]

زید بن حارثه

ابو اُسامه، زید بن حارثة بن شراحیل کلبی، غلام رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود. وی در دوره جاهلیت به اسارت گرفته شد و حکیم بن حزام او را برای خاله خود، خدیجه دختر خویلد خرید. خدیجه او را که پسری هشت ساله بود، به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بخشید و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را به فرزند خواندگی پذیرفت. از این‌رو او را زید بن محمد می‌خواندند. زمانی که آیه « وما جعل ادعیاءکم أبناءکم... ادعوهم لابائهم هو اقسط عندالله»[3] نازل شد ، زید را به نام پدرش حارثه خواندند. او را محبوب رسول خدا نیز می‌خواندند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله کنیزش ام أیمن را به همسری او در آورد و حاصل این ازدواج اُسامه بود.

زید قدی کوتاه، چهره‌ای گندمگون و بینیِ پهن داشت. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را در سال هشتم هجری در رأس سپاهی به موته فرستاد تا از امیر غسّان انتقام خون حارث بن عمیر ازدی بگیرد ؛ که نامه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله برای دعوتِ امیر غسّان پذیرش به اسلام برای او برده بود زید در آن جنگ کشته شد و خالد بن ولید با بقیه سپاه به مدینه بازگشت. زید، با زینب دختر جحش، دختر عمّه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ازدواج کرد، ولی پس از چندی او را طلاق داد و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با زینب ازدواج کرد.[4]

زینب دختر محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله

او بزرگ‌ترین دختر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از همسرش خدیجه بود. پسر خاله‌اش ابوالعاص، لقیط بن ربیع بن عبدالعزّی قرشی، او را به همسری گرفت و برای او علی و أمامه را به دنیا آورد. علی در کودکی مُرد و أمامه زنده ماند و علی بن ابی‌طالب پس از مرگ فاطمه زهرا، او را به

همسری گرفت. زمانی که اسلام پا به عرصه ظهور نهاد، میان او و همسرش ابوالعاص جدایی انداخت و چون ابوالعاص اسلام آورد، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله زینب را با عقد اول به همسرش ابو العاص بازگرداند.[5]

شیرویه پسر خسرو

او پسرِ خسرو (پرویز) بود. پدر خود را خلع کرد. گفته شده که او برادران و برادرزادگانش را یک جا جمع کرد و کشت. پسر برادرش، یزدگرد پسر شهریار تنها فردی بود که زنده ماند، زیرا هنگامی که پدرش کشته شد، او در اصطخر پنهان شده بود. پس از آن که سپاه ایران در جنگ «نینوا» در سال 627 م شکست خورد، شیرویه صلحی با امپراتور روم منعقد کرد. او در سال 629 م بر اثر ابتلا به طاعون مرد و پسر خردسالش اردشیر که تنها هفت سال داشت جانشین او شد.[6]

شیمای سعدیه

شیماء (و به نقل شمّاء) دختر حارث بن عبدالعزّی بن رفاعه، از خاندان سعد بن بکر و از هوازن بود دختر حلیمه سعدیه بود و از همین جهت گویند: نام او حذافه بوده، ولی نام «شمّاء» بعدها بر نام اصلی او غلبه یافت. او خواهر رضاعی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله محسوب می‌گردد.[7]

عبدالله بن رواحه

ابومحمد، عبدالله بن رواحة بن امرؤ القیس از بنی مالک بن ثعلبه، صحابی و از شعرای رَجَزسرا بود. با شعرش از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دفاع می‌کرد و به تحریک جنگ‌آوران و مجاهدان می‌پرداخت. او هم‌چنین یکی از دوازده نقیب در بیعت عقبه بود و در تمام صحنه‌ها حضور داشت. پس از شهادت جعفر بن ابی‌طالب جانشین او شد و در همان واقعه به شهادت رسید.[8]

پی نوشت‌ها



[1] . دوشنبه اول محرم سال هشتم = اول مه سال 629 ؛ با دوشنبه دهم رمضان سال هشتم = اول ژانویه سال 630 .


[2] . الطبقات الکبری، ج8 ، ص 455 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص230 ؛ الإصابه، ص1947.


[3] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 118 ؛ الاستیعاب، ج1، ص242 ؛ تاریخ طبری، ج2، ص37 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص234 ؛ تهذیب سیره ابن هشام، ص92 و 93 ؛ الإصابه، ج1، ص 485 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص150 و 151 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «جعفر بن ابی‌طالب».


[4] . الاعلام زرکلی، ج3، ص16 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص72 و 79 ؛ سیره ابن هشام، ج4، ص80 و 95 ؛ الأغانی، ج10، ص3.


[5] . احزاب (33) آیه 4 و 5 : ... و فرزند خواندگانتان را فرزندانتان نساخت... پسر خواندگان را به نام پدرشان بخوانید که نزد خدا منصفانه‌تر است.


[6] . الاعلام زرکلی، ج3، ص96 ؛ الإصابه، ج1، ص 545 ؛ سیره ابن هشام، ج1، ص264 و265 ؛ المحبّر، ص123 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 281 ـ 284 ؛ سیر

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 118 ؛ الاستیعاب، ج1، ص242 ؛ تاریخ طبری، ج2، ص37 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص234 ؛ تهذیب سیره ابن هشام، ص92 و 93 ؛ الإصابه، ج1، ص 485 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص150 و 151 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «جعفر بن ابی‌طالب».

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص16 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص72 و 79 ؛ سیره ابن هشام، ج4، ص80 و 95 ؛ الأغانی، ج10، ص3.

[ 3 ] . احزاب (33) آیه 4 و 5 : ... و فرزند خواندگانتان را فرزندانتان نساخت... پسر خواندگان را به نام پدرشان بخوانید که نزد خدا منصفانه‌تر است.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص96 ؛ الإصابه، ج1، ص 545 ؛ سیره ابن هشام، ج1، ص264 و265 ؛ المحبّر، ص123 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 281 ـ 284 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص160 و 165 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص234 ؛ انساب الاشراف، ج1، ص466.

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص108 ؛ الاستیعاب، ج4، ص1853 ؛ الطبقات الکبری، ج8 ، ص30 ؛ اُسد الغابه، ج4، ص125 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 241 و ج 2، ص174 و 177.

[ 6 ] . تاریخ طبری، ج2، ص218 ؛ کریستن‌سن، ص 438 به بعد ؛ ثعالبی، تاریخ غرر السیر، ص712.


[7] . الاعلام زرکلی، ج3، ص268 ؛ الاستیعاب، ج4، ص1870.


[8] . الاعلام زرکلی، ج4، ص217 ؛ الإصابه، ج2، ص 298 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 166 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 156 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 898 .

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 114
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست