در این سال هیئتهای نمایندگیِ قبایلِ عرب به مدینه آمده و اسلام آوردند.
اسلام آوردن عدّی بن حاتم، بزرگ بنی تمیم.
مسلمان شدن کعب بن زهیر (صاحب قصیده برده) و لبید عامری.
مسلمان شدن باذان پسر ساسان اصطخری کارگزار ایران در یمن که به همراه او دیگر ایرانیان (دورگهها) اسلام آوردند.
اسلام آوردن پادشاهان، شاهزادگان و بزرگان یمن.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله باذان، پسر ساسان را بر ولایت یمن و نواحی اطراف آن میگمارد.
نزول سوره «برائت» و فرصت چهارماهه به مشرکان عرب برای پذیرش اسلام یا تن دادن به جنگ.
وجوب زکات بر اموال و تعیین کارگزارانی برای جمعآوری آن.
سردار ایرانی «شهر براز» اردشیر (پادشاه) خردسال را به قتل رساند و خود به حکومت رسید. پس از این واقعه سپاه ایران سر به شورش برداشته «پوران دخت» دختر خسرو پرویز را به عنوان ملکه ایران برگزید.
تعدادی از منافقانِ انصار، مسجدی ساختند که بعدها به «مسجد ضرار» معروف شد.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله دستور انهدام آن را داد. (ر.ک: شرح حال ابو عامرِ راهب، سال 10 ق).
وقایع نظامی
غزوهها و سریّهها
به پیامبر صلیاللهعلیهوآله خبر رسید که رومیان و عربهایِ مسیحی شده در تبوک جمع شدهاند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله در شرایط دشواری، نیرویی تشکیل داد (که «جیش العسرة» (سپاه عسرت) نام گرفت) و به سوی تبوک رفت، اما با دشمن مواجه نشد. با مردم تبوک بر جزیه مصالحه کرد
(ماههای رجب رمضان). سپس به سوی «ایلیا»، «جربا»، «أذرح» و «مقنا» رفت و با مردم این شهرها و روستاها نیز بر جزیه، مصالحه کرد.
سریّه خالد بن ولید عازم جنگ با اُکَیدر، والیِ دومة الجندل شد و او را اسیر کرده، به مدینه برد، اما او اسلام آورد و پیامبر صلیاللهعلیهوآله او را به وطنش بازگرداند.
حرکت سریّه علی بن ابیطالب به سرزمین طیّ.
درگذشتگان
اردشیر پسر شیرویه.
اکثم بن صیفی.
ام کلثوم دختر محمد صلیاللهعلیهوآله .
شهر براز.
صعصعة بن ناجیه.
ضمام بن ثعلبه.
عبدالله بن سلول.
نجاشی.
اردشیر پسر شیرویه پادشاه ایران
اردشیر در هفت سالگی و پس از مرگ پدرش شیرویه، پسر خسرو پرویز، به قدرت رسید. سردار ایرانی، شهر براز، او را در سال 630 م کشت و خود زمام امور را به دست گرفت اما دیری نپایید که سپاهیان بر او شوریدند و او را کشتند و «پوراندخت» دختر خسرو پرویز را به عنوان ملکه ایران منصوب کردند.[2]
اکثم بن صیفی
اکثم بن صیفی بن ریاح بن حارث تمیمی، حکیم و فرزانه عرب و از کسانی بود که عمر طولانی یافت. اسلام را درک کرده و پسرش را به سوی پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرستاد و او با بهترین خبرها بازگشت. اکثم خویشانش را گردآورد و آنان را به پیروی و تصدیق پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرا خواند و سپس با صد تن از خاندانش به سوی پیامبر صلیاللهعلیهوآله حرکت کرد، ولی در راه درگذشت.
او مصداق این آیه بود: « ... ومن یخرج من بیته مهاجراً الی الله ورسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع أجره، علی الله...»[3]
برخی نیز گفتهاند که این آیه، در شأن حبیب بن ضمره لیثی که به سوی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میرفت و در راه جان سپرد، نازل شد.
اکثم در نسبشناسی از داناترین افراد عرب بود. در سخنانش ضربالمثلهای زیادی است که به آن استشهاد میشود، از آن جمله: «من یسمع یَخَل» (آن که چیزی را میشنود، چه بسا درستی آن را باور میکند)، «ویل للشجیِّ من الخلیّ» (من از بیگانگان هرگز ننالم که با
[ 1 ] . جمعه اول محرم سال 9 = 20 آوریل سال 630 ؛ سهشنبه 21 رمضان سال 9 = اول ژانویه سال 631 .