نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 122
همراه شد و هنگامی که دو گروه صفهای خود را آراستند، به سپاه مسلمانان پیوست و همراه آنان به جنگ با مشرکان پرداخت و از شرکت کنندگان جنگ بدر به شمار آمد. او در جنگ یمامه به شهادت رسید.[1]
عبدالله بن عتیک
عبدالله بن عتیک بن قیس اسودِ خزرجیِ انصاری، از اصحاب رسول خدا و از فرماندهان صدر اسلام بود. که در جنگ بدر و دیگر جنگهای پس از آن حضور داشت و هموست که ابو رافع بن أبی الحقیق یهودی را کشت و خود، در جنگ یمامه به شهادت رسید. او از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله حدیث روایت کرده است.[2]
فاطمه دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
فاطمه زهرا دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از همسرش خدیجه بود. وی از هوشمندان و سخنورانِ خردمندِ قریش بود. در هیجده سالگی به همسری علیبن ابیطالب درآمد ( 187) و حسن، حسین، ام کلثوم و زینب را به دنیا آورد و نیز فرزندی به نام محسن داشت که در کودکی درگذشت. ( 188) او پس از پدرش تنها شش ماه زیست.[3]
مالک بن نُوَیره
ابو حنظله، مالک بن نویرة بن جمرة بن شدّاد یربوعی تمیمی، تکسواری شاعر از شمار پادشاهان جاهلیت بود. وی اسلام را درک کرد و مسلمان شد و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله او را برای جمعآوری صدقات قومش، (بنی یربوع) مأمور کرد. مالک [پس از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآله ] از کسانی بود که به هنگام ارتداد عرب از پرداخت زکات خودداری کرد و چون خالد به جنگ آنان رفت وی تنها نمازِ بدون پرداخت زکات را پذیرفت، اما خالد از او نپذیرفت و گفت: یکی بدون دیگری پذیرفته نمیشود. سپس ضرار بن ازور را فرمان داد تا گردن او را بزند. بدین طریق خالد او را کشت و همسرش را که جزو غنایم بود خرید و با او ازدواج کرد. ( 189)برادرش متمم بن نویره، مرثیه بلندی در سوگ او سرود. از جمله:
«یارانم به خاطر گریهام بر سر قبرها ملامت کردند ؛ به خاطر اشکهایِ ریزان.
پس گفتند: آیا بر هر قبری که میبینی گریه میکنی؟ قبری که در میان وادی و شنزار قرار گرفته است.
به آنان گفتم: اندوه، اندوه میآورد ؛ رهایم کنید، همه اینها قبر مالک است».[4]
محمد بن عبدالله صلیاللهعلیهوآله
ابوالقاسم، محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصیّ بن کلاب، قرشی و هاشمی، مادرش آمنه دختر وهب بن عبدمناف بن زهرة بن کلاب، قرشیِ و زهری بود. ولادت او در مکه و در خانه عمویش ابوطالب به روز دوشنبه دوازدهم ماه ربیعالاول عام الفیل (بیستم آوریل سال 571 م) اتفاق افتاد. ( 190) هنوز به دنیا نیامده بود که پدرِ خود را از دست داد و هنگامی که شش سال بیش نداشت، مادرش نیز درگذشت. نخست جدش عبدالمطلب و پس از او، عمویش ابوطالب وی را سرپرستی کرد. دایه او حلیمه سعدیه، دختر بوذؤیب (از قبیله بنی سعد) او را شیر داد و در پنج سالگی او را به مادرش بازگرداند.
محمد صلیاللهعلیهوآله در 25 سالگی با خدیجه، دختر خویلد بن اسد قرشی ازدواج کرد. هنگامی که خدیجه با پیامبر صلیاللهعلیهوآله ازدواج کرد چهل سال داشت. وی زنی ثروتمند بود و محمد صلیاللهعلیهوآله را برای تجارت خویش به شام فرستاد. این کاروان تجاری با موفقیت و سود فراوان بازگشت. از اینرو خدیجه امانتداری او را بزرگ داشت و پس از چندی خود تقاضای ازدواج کرد و محمد صلیاللهعلیهوآله نیز او را به همسری گرفت.
هنگامی که حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله به چهل سالگی رسید و در غار حرا برای انجام عبادت کناره گرفته بود، خداوند ـ تبارک و تعالی ـ با آیاتی که به وسیله وحی بر او نازل شد، او را به پیامبری برگزید. اولین آیه قرآن کریم در ماه مبارک رمضان بر او نازل شد: « إقرأ باسم ربک الذی خلق...»[5] ( 191) از آن پس نزول آیاتِ قرآن توسط جبرئیل علیهالسلام بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ادامه یافت. محمد صلیاللهعلیهوآله در سه سالِ نخست، دعوت خود را به صورت پنهانی انجام داد، سپس خداوند به او فرمان داد تا دعوتش را آشکار کند و قومش را هشدار و بیم دهد. او نیز چنین کرد و مردم را به یکتاپرستی و واگذاشتن بتها فراخواند. طبعاً با مخالفت و دشمنی بزرگان و مهتران قریش روبهرو شد و اصحابش نیز مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله به یارانی که بدون پشتوانه قبیلهای بودند اجازه داد تا به حبشه مهاجرت کنند. از اینرو بدون در نظر گرفتن زنان و کودکان، 83 مرد، به آنجا هجرت کردند.
آنگاه خداوند او را به هجرت فرمان داد و پیامبر صلیاللهعلیهوآله با ابوبکر به مدینه هجرت کرد (622 م). میان او و قریش جنگهایی در گرفت که با فتح مکه در سال هشتم هجری پایان گرفت. اعراب، به وی گرویدند و هیئتهای نمایندگی آنان در سال نهم و دهم هجری نزد او آمده، اعلام اسلام میکردند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله در سال دهم هجری آخرین حج خود را (حجة الوداع) به جای آورد و به مدینه بازگشت و در دوازده ماه ربیع الاول سال یازدهم هجری (هشتم ژوئیه سال 633 م) در آنجا وفات یافت. ( 192)