عتبة بن غزوان بصره را که پایگاه نظامی بود به شهر تبدیل کرده، مسجد آن را بنا مینهد.
وقایع نظامی
فتوحات اسلامی
عراق
عمر بن خطّاب، پس از کشته شدن ابو عبیده ثقفی، سعد بن ابی وقّاص را به فرماندهی سپاه اسلام برمیگزیند و او در قادسیه با ایرانیان رویارو میشود.
جنگ قادسیه سه روز به طول انجامید (پانزدهم ماه شعبان):
ـ روز ارماث که در آن، جالینوس، سردار ایرانی کشته شد.
ـ روز أعماس که در آن رستم فرمانده سپاه ایران به دست هلال بن علّفه کشته شد.
ـ روز أغواث ( 198) که در آن بهمن پسر جاذویه (معروف به ذوالحاجب) سردار ایرانی به هلاکت میرسد.
شام
رومیان پس از شکست در اجنادین، در مرج الصفر (در نزدیکی دمشق) جمع و در نبردی شکننده با مسلمانان درگیر میشوند که به پیروزی مسلمانان میانجامد.
رومیان با نیروهای شکست خورده خود به دمشق عقبنشینی میکنند. مسلمانان آنان را تعقیب کرده، شهر را به مدت شش ماه محاصره میکنند (محاصره اول). سپس آن را بی خونریزی تصرف کرده، منصور پسر سرجون، یکی از کارگزاران عالیرتبه، عهدهدار مذاکره با آنان میشود. (چهاردهم سپتامبر سال 635 م).
هراکلیوس، امپراتور روم از حمص به انطاکیه میرود و ارتشی انبوه به فرماندهی برادرش تئودوسیوس تدارک میبیند. فرمانده «بانس» نیز در این لشکر کشی با او همراه است.
ابوعبیده جرّاح و خالد بن ولید، بعلبک و حمص را گشوده و به دمشق باز میگردند و این در زمانی است که خبر تجهیز هراکلیوس برای جنگ با مسلمانان را میشنوند. آنان نیروهای خود را برای نبرد با رومیان از دمشق بدان سو میبرند.
درگذشتگان
ابو زید نجّاری.
ابو قحافه.
بهمن بن جاذویه.
جالینوس.
خالد بن سعید بن عاص.
رستم فرخزاد.
سعد بن عباده.
سعید بن خالد بن عاص.
سلمه مخزومی.
مثنی بن حارثه.
نمر بن تولب.
هند دختر عتبه.
ابو زید نجّاری
ابوزید ، قیس بن سکنِ نجّاریِ انصاریِ خزرجی ، یکی از قاریان چهارگانه انصار بود که قرآن را در زمان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله حفظ کردند. این چهار صحابه انصاری عبارت بودند از : معاذ بن جبل ، اُبیّ بن کعب ، زید بن ثابت و ابو زید انصاری. او در جنگِ جسر (قسّ الناطف) همراه ابو عبیده ثقفی به شهادت رسید.[2]
ابو قحافه
ابوقحافه، عثمان بن عامر بن کعبِ تیمیِ قرشی، پدر ابوبکر بود. وی در سال 83 قبل از هجرت به دنیا آمد و در جریان فتح مکه اسلام آورد. در این هنگام پسرش ابوبکر او را با خود نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله آورد، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: میگذاشتید پیرمرد در خانهاش باشد تا ما نزد او برویم. ابوبکر گفت: ای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، شایستهتر این بود که او نزد شما بیاید. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله او را نزد خود نشاند و دعایش کرد. ( 199)