نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 129
جالینوس
جالینوس از سرداران بزرگ ایرانی بود که به دست زهرة بن حوّیه در جنگ قادسیه کشته شد.[1]
خالد بن سعید بن العاص
ابوسعید، خالد بن سعید بن العاص بن امیة بن عبد شمس بن عبدِ منافِ قرشی اموی، از اولین مسلمانان بود. گفته شده پس از ابوبکر اسلام آورد و به تنهایی همراه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در نواحی مکه نماز گزارد. با دیگر مسلمانان به حبشه هجرت کرد و در سال هفتم هجری به مدینه بازگشت و همراه پیامبر صلیاللهعلیهوآله جنگید. در عمرة القضاء، فتح مکه، جنگ حنین، طائف و تبوک شرکت داشت. در مکه و مدینه برای پیامبر صلیاللهعلیهوآله کتابت میکرد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمانروایی صنعای یمن را به او سپرد.
خالد اولین کسی بود که بسمله (بسم الله الرحمن الرحیم) را به کار برد. وی به قصد جهاد روانه شد و در فتح اجنادین حضور داشت. پس از آن نیز در نبرد مرج الصفر شرکت کرد و در آنجا کشته شد.[2]
رستم، پسر هرمز فرخزاد
رستم، فرزند هرمز فرخزاد اسپهبدِ (حاکمِ) خراسان بود. آذرمیدخت شهبانوی ایران هرمز را پس از رد تقاضای ازدواجش، کشت. چندی بعد پسرش رستم سپاهی گردآورد و به سوی مدائن روان شد و آذرمیدخت را به انتقام خون پدر از پای درآورد و به جای پدرش، حاکم خراسان شد.
هلال بن عُلّفه در جنگ قادسیه در سال 14ق . او را کشت و بر فراز تخت او رفت و گفت: به خدای کعبه رستم را کشتم.[3]
سعد بن عباده
ابو ثابت (یا ابو قیس)، سعد بن عبادة بن دُلیم بن حارثه خزرجیِ انصاری، یکی از دوازده نقیبِ بیعت عقبه بود. وی بزرگ خزرج بود، چنانکه سعد بن معاذ بزرگ اوس بود. پرچم فتح مکه در دست او بود و چون وارد مکه شد ابوسفیان را تهدید کرد. از اینرو پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرچم را از او گرفت و به پسرش قیس سپرد. او به خلافت دل بسته بود، لذا با ابوبکر بیعت نکرد. هنگامی که خلافت به عمر رسید، سعد را مورد عتاب قرار داد. سعد به او گفت: به خدا سوگند که ابوبکر برای ما دوست داشتنیتر از تو بود.
عمر به او گفت: هر کس که از زندگی با گروهی ناخشنود باشد، از آنان کناره میگیرد. طولی نکشید که سعد به قصد هجرت به شام، از مدینه خارج شد و در حوران درگذشت.[4] ( 200)
سعید بن خالد بن عاص
وی سعید بن خالد بن سعید بن عاص است. هنگام هجرت پدر و مادرش به آنجا، سعید متولد شد و در همان جا ماند و با پدرش بازگشت. او از دلیران به شمار میرفت. در نبرد مرج الصفر که بین مسلمانان و رومیها در منطقه شام درگرفت، به شهادت رسید.[5]
سلمه مخزومی
ابوهاشم، سلمة بن هشام بن مغیره مخزومی، از صحابه اولیه بود. کفار او را برای این که نتواند به مدینه هجرت کند، زندانی کرده، آزار دادند. سلمه از دست آنان گریخت و به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پیوست و در بعضی نبردها نیز شرکت کرد. پس از وفات پیامبر صلیاللهعلیهوآله به شام رفت و در جنگ مرج الصفر و به گفتهای در جنگ یرموک به شهادت رسید. او برادر عمرو بن هشام مخزومی (ابوجهل) است.[6]
مثنیّ بن حارثه
مثنی بن حارثة بن سلمه شیبانی از قبیله بکر بن وائل، از اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوآله و از سرداران بزرگ بود که در سال نهم هجری مسلمان شد. در سال 614 م رهبری قبیله بنی شیبان را در جنگ «ذی قار» به عهده داشت و بر ایرانیان پیروز شد. او نخستین سرداری بود که ابوبکر برای فتح عراق اعزام کرد. وی در آنجا با ایرانیان وارد نبرد شد و ناحیه «کَسکَر» را غارت کرد. ابوبکر پس از چندی خالد بن ولید را به یاریاش فرستاد و این سرآغاز فتوحات بود. مثنّی کسی بود که ابوبکر و مسلمانان را به فتح ایران ترغیب کرد و قدرت ایرانیان را در چشم آنان کوچک نمایاند.
پس از کشتن پادشاه خردسال، اردشیر پسر شیرویه، «شهر براز» سردار ایرانی حکومت ایران را به دست گرفت. او سپاهی دیگر به فرماندهی بهمن جاذویه تدارک دید که در «قسّ الناطف» در کناره فرات با مسلمانان رویارو شدند. مسلمانان از پلی که میان ایشان قرار داشت گذشتند و با ایرانیان نبرد کردند. در این نبرد که به «جنگ جسر» معروف است، مثنی مجروح شد و بر اثر آن درگذشت. سعد بن ابی وقاص، همسرش سلمی دختر جعفر را به زنی گرفت. بعدها عُمر نیز سپاهی به فرماندهی سعد بن ابی وقاص به یاری مسلمانان فرستاد.[7]
نمر بن تولب
نمر بن تولب بن زهیر بن أقیش عِکْلِیِ (عوف بن عبد مناف) از قبیله مضر و از تیره نزار، شاعر مخضرم بود که دوره جاهلیت را درک کرد. وی اسلامی نیکو آورد، آنگاه به نمایندگی به محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسید و از طرف پیامبر صلیاللهعلیهوآله نامهای بدین شرح برای قبیلهاش نوشت: این
[1] . الاعلام زرکلی، ج 3 ، ص 85 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 4 ، ص 162 ؛ بلاذری ، ص 362 ؛ ابن خلدون ، ج 2 ، ص 910 .