نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 131
پساز عقبنشینی نگهبانان مسلمان از دمشق برای شرکت در جنگ یرموک، رومیانِ دمشق دست به شورش زدند، اما پس از پیروزی سپاهاسلام به رهبری ابوعبیدهجراح در یرموک به دمشق، به دمشق بازگشته، ضمن محاصره رومیان آنجا را مجدداً فتح میکند (ماهذیالقعده).
یزید بن ابی سفیان و برادرش معاویه، صور و صیدا را فتح میکنند و ابو عبیده به همراه خالد بن ولید، عیاض بن غنم و میسرة بن مسروقِ عبسی، حمص را دوباره تصرف میکنند، سپس راه خود را به سوی شمال ادامه میدهند و حماة، سلیمه، شیزر، معرة النعمان، قنسرین و حلب را فتح میکنند.
عراق
زهرة بن حَوِیَّه، پس از جنگ قادسیه افراد شکست خورده سپاه ایران را تعقیب کرده و شهرهای برسی، بابل و بهرسیر را فتح میکند.
سند
عثمان بن ابی عاص، امیر بحرین و عمان از راه دریا به سواحل سند حمله میبرد و شهرهایی را فتح میکند. برادرانش حَکَم و مغیره نیز در این لشکرکشی با او بودند.
درگذشتگان
أروی دختر عبدالمطلب.
اُم ورقه.
حارث بن هشام.
سهیل بن عمرو.
ضرار بن أزور.
عبدالله بن زبعری.
عکرمة بن ابوجهل.
نوفل بن حارث.
هبّار بن اسود.
هشام بن حکیم.
أروی دختر عبدالمطلب
وی عمّه رسولخدا صلیاللهعلیهوآله و یکی از زنان شایسته در جاهلیت و اسلام و از صاحبنظران بود و اشعاری نیکو میسرود. اروی مسلمان شد و به مدینه هجرت کرد. فرزندش طُلیب بن عمیر بن وهب قرشی نیز اسلام آورد و مورد اذیت قریش قرار گرفت. او همیشه به یاری پیامبر صلیاللهعلیهوآله میپرداخت و دیگران را از آزار او باز میداشت و مردم را به یاریاش ترغیب میکرد.[1]
اُم ورقه
ام ورقه دختر عبدالله بن حارث، اسلام آورد و با رسول خدا بیعت کرد. او قرآن را گردآوری میکرد و هنگامی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روانه بدر شد
به آن حضرت گفت: به من اجازه دهید که با شما همراه شوم تا زخمیها را درمان و از بیماران پرستاری کنم، باشد که خدا شهادت را بر من ارزانی دارد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله گفت: خداوند برای تو شهادت را آماده کرده است و از اینرو او را شهیده مینامید. به دوران خلافت عمر بن خطاب غلام و کنیزش ـ که آزادیشان رابه بعد مرگ خویش موکول کرده بود ـ او را کشتند ؛ سپس آن دو دستگیر و به دار آویخته شدند. آن دو اولین مصلوب شدگان در مدینه بودند. عمر گفت: راست گفت. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله که او را شهیده میخواند. بیایید به دیدار شهیده برویم.[2]
حارث بن هشام
ابو عبدالرحمان، حارث بن هشام بن مغیره مخزومی، در جنگ بدر با مشرکان بود، ولی در فتح مکه مسلمان شد. در زمان خلافت عمر با خانواده و اموالش به شام رفت و پیوسته در جهاد بود تا این که در جنگ یرموک کشته شد. نیز گفتهاند که در طاعون عمواس مُرد. وی از «مؤلفة قلوبهم» ( 201) و برادر عمرو بن هشام (ابوجهل) بود و زعامت بنی مخزوم به او منتهی شد.[3]
سهیل بن عمرو
سهیل بن عمرو بن عبد شمسِ قرشیِ عامری، معروف به اَعلَم (لب شکری) سخنور قریش و یکی از مهتران آنان در جاهلیت بود. او در جریان صلح حدیبیه نمایندگی قریش را به عهده داشت. در جنگ بدر به اسارت مسلمانان درآمد و با پرداخت فدیه خود را آزاد کرد و تا روز فتح مکه بر آئین خود بود، سپس مسلمان و در مدینه ساکن شد. وی نیز از «مؤلفة قلوبهم» بود. [در زمان جابوبکر [به سپاه شام پیوست و در جنگ یرموک شرکت کرد و در آن کشته شد. برخی نیز گفتهاند که او در طاعون عمواس مُرد. از میان بزرگان قریش که در فتح مکه مسلمان شدند، کسی چون او یافت نمیشود که در نماز، روزه، صدقه و آنچه که او را به یاد آخرت بیندازد، پرتلاش باشد، تا جایی که لاغر و رنگ پریده شد. هنگام قرائت قرآن، رقتِ قلب مییافت و بسیار میگریسـت و هرگاه خصومتهایش را با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در جنگ بدر، اُحُد، خندق و روزی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از حدیبیه بازگشت و مجبور به پذیرش شرایط قریش شد، به یاد میآورد، از آن حضرت شرمگین میشد.[4]
ضرار بن أزور
ابوالأزور، مالک بن اوس بن حذیفه اسدی پهلوانی دلیر و شاعری خوش طبع بود. ازور، لقب پدرش بود. ضرار برای دیدار رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به مدینه رفت و اسلام آورد و چنین سرود: