نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 132
«جام می و خنیاگری مطربان و می و مستی را کنار گذاشتم . و اینک اسبم محبّر را به عرصه آشوبزده جنگ میرانم ؛ و در مقابل مشرکان در روز کارزار ایستادگی میکنم.
خداوندا، در معاملهام زیان نبینم ؛ زیرا خانواده و مالم را بر سر آن نهادهام».
پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او فرمود: ای ضرار، داد و ستد تو دچار خسران نشده است. او در جنگ یمامه به هنگام ارتداد مردم آن سامان، نبرد کرد و به دستورِ خالد بن ولید، مالک بن نویره را کشت. در واقعه یرموک و نیز فتح شام شرکت داشت و در آن کشته شد. برخی گفتهاند که وی در نبرد «اجنادین» و به روایتی در جنگ یمامه کشته شده است. بنابراین در تاریخ وفاتش اختلاف فاحشی به چشم میخورد.[1]
عبدالله بن زبّعری
ابو سعید، عبدالله بن زبّعری بن قیسِ سهمیِ قرشی، شاعر قریش در جاهلیت بود و در اشعارش بر مسلمانان سخت میتاخت تا این که مکه فتح شد و او به نجران گریخت، سپس به مکه بازگشت و مسلمان شد و از پیامبر صلیاللهعلیهوآله عذر خواست و او را مدح کرد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز فرمان داد تا حلّهای به او خلعت بدهند. او در اشعاری که برای پیامبر صلیاللهعلیهوآله سرود و در آن اعلام مسلمانی کرد، چنین میگوید:
«ای بهترین خلق خدا که مرکب سریع و بیواهمه ؛ مرا شتابان خدمت او رساند [تا بیش از این از نعمت ایمان محروم نمانم] .
از بابت آنچه که از من سرزده پوزش میطلبم ؛ چون در آن زمان در گمراهی و ضلالت بودم.
آری، در آن ایامی که دو قبیله سهم و مخزوم ؛ مرا وادار به اجرای پلیدترین نقشهها میکردند.
آن ایام پیرو هوای نفس بودم ؛ و در بند فرمان ستمگران در حالی که هیچ خیری در پس آنها نبود.
اما امروز قلبم به پیامبر ایمان آورده ؛ و هر کس که از ایمان رویگردان باشد از خیر و نیکی محروم مانده است.
از نشانههای الهی نشانی بر توست ؛ که همانا پرتوی درخشنده است که بر تو میدرخشد و دیگری مُهر نبوت است.
خداوند، پس از محبت و عنایتش، تو را اکرام نموده و برهانی بس عظیم بخشیده ؛ و تردیدی نیست که هیچ برهانی بالاتر از برهان الهی وجود ندارد».[2]
عکرمة بن ابوجهل
عکرمة بن عمرو (ابوجهل) بن هشام مخزومی، از بزرگان قریش در جاهلیت و اسلام بود. او و پدرش از سرسختترین دشمنان مسلمانان
بودند. به همراه مشرکان در جنگ بدر حضور داشت و در همین جنگ شاهد کشته شدن پدرش بود. در جنگ احد و خندق نیز شرکت کرد. پس از فتح مکه به یمن گریخت، اما همسرش ام حکیم که دخترِ عمویش (حارث بن هشام) نیز بود، پس از مسلمان شدن، او را بازگرداند و از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برای او امان گرفت.
هنگامی که او را نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برد، حضرت به او گفت: مرکب سوارِ مهاجر خوش آمد. او نیز اسلام آورد و اسلامی نیکو یافت. پس از اسلام آوردن از پیامبر صلیاللهعلیهوآله خواست تا بهترین چیزی را که فرا گرفته بدو بیاموزد تا آن را باز گوید. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: شهادت به این که لا اله الا الله وحده لاشریک له و أن محمداً عبده و رسوله.
عکرمه گفت: به این امر شهادت میدهم و حاضران را بر آن به شهادت میگیریم و ای رسول خدا، از تو میخواهم که برایم طلب آمرزش کنی. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برای او طلب آمرزش کرد، سپس عکرمه گفت: سوگند به خدا که دو برابر پولی را که برای مقابله با اسلام صرف کردم، در راه خدا خرج میکنم و در برابر هر جنگی که در آن شرکت داشتم، بارها میرزمم و تو را ای رسول خدا بر این گفتار به شهادت میگیرم.
در جنگهای ردّه در یمامه و یمن، شرکت کرد و پیروز شد. سپس در جنگهای دیگر شرکت کرد و ولایت مناطقی را در دوره خلافت ابوبکر به عهده داشت. در عبادت پیوسته کوشا و بدان مشغول بود تا این که در جنگ یرموک کشته شد. هنگامی که برای جنگ با رومیها وارد صحنه نبرد شد، فریاد زد: چه کسی تا پای مرگ عهد میبندد؟ عمویش حارث بن هشام و سهیل بن عمرو با او بیعت کردند و همگی کشته شدند.[3]
نوفل بن حارث
ابوالحارث، نوفل بن حارث بن عبدالمطلب هاشمیِ قرشی، پسرعموی رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله از اصحاب ثروتمند و نیز از دلاوران و کریمان قریش بود. قبیلهاش او را بر خلاف میل باطنیاش برای جنگ با مسلمانان به بدر بردند. وی در این جنگ به اسارت درآمد و مسلمان شد. در فتح مکه، حُنین و طائف حضور یافت. در جنگ حنین، در میمنه رسول خدا بود و پایداری کرد و در این نبرد، هزینه سه هزار نیزه را پرداخت. او تا زمان خلافت عمر بن خطّاب زیست.[4]
هبّار بن اسود
هبّار بن اسود بن مطّلب بن اسد بن عبدالعزّای قرشی، صحابی و شاعر بود. که پیش از اسلام آوردن، پیامبر صلیاللهعلیهوآله را هجو کرد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله خونش را هدر اعلام کرده بود. او در سال فتح مکه اسلام آورد، بدین ترتیب که
[1] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 311 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص 260 و 261 ؛ الاستیعاب، ج2، ص 747 و 748 ؛ الإصابه، ج2، ص200 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 52 ؛ المحبّر، ص87 و 88 .