نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 136
شام کرد. پدرش در جمع مشرکان بود و او با پدرش نبرد کرد و او را کشت. در جنگ اُحد از خود رشادتهایی نشان داد. ابوعبیده در 58 سالگی بود در اثر ابتلا به طاعون عمواس مُرد و در «غوربیسان» دفن شد.[1]
شرحبیل بن حسنه
شرحبیل بن عبدالله بن مطاع بن غطریف کندی، با انتساب به مادرش حسنه، به شرحبیل بن حسنه معروف بود. مادرش از زنان مهاجر به حبشه بود که در این مهاجرت شرحبیل را نیز به همراه داشت. شرحبیل صحابی جلیل القدری بود که در رکاب پیامبر صلیاللهعلیهوآله نبرد کرد و حضرت او را به نمایندگی از خود به مصر فرستاد. او همچنین یکی از چهار امیری بود که برای فتح شام فرستاده شد. تمام اردن را جز طبریّه فتح کرد، زیرا مردم طبریه با او مصالحه کردند. هنگامی که عمر بن خطاب در سال 18 ق به جابیه رفت، او را عزل کرد و معاویة بن ابی سفیان را به جای او گماشت. شرحبیل گفت: ای امیرمؤمنان، آیا بر من خشمگین شدی که مرا عزلکردی؟ گفت: نه، ولی میخواستم مردی نیرومندتر از تو را بگمارم. او از سلحشورانی بود که بر مردم سروری کرد. شرحبیل در جریان طاعون عمواس درگذشت.[2]
عاص بن سهیل
ابوجندل، عاص بن سهیل بن عمرو بن عبد شمس قرشی، از نیکان صحابه بود. چون اسلام آورد، پدرش او را حبس کرد. در جریان صلح حدیبیه و در حالی که درغل و زنجیر بود، از زندان گریخت و به پیامبر صلیاللهعلیهوآله پیوست، ولی پیامبر صلیاللهعلیهوآله به منظور پایبندی به قرارداد صلح که با پدرش بسته بود، عاص را نزد پدرش بازگرداند، اما باز فرار کرد و به مدینه آمد. وی در شام جهاد کرد و در طاعون عمواس درگذشت.[3]
عباس بن مرداس
ابو الهیثم ، عباس بن مرداس بن ابی عامر سلّمی مصری ، شاعری از بزرگان و تکسواران قوم خود بود. پیش از فتح مکه جاهلیت و اسلام را درک کرد و از « مؤلفة قلوبهم » شمرده شد. وی از کسانی بود که شراب را مذمت و در دوره جاهلیت آن را بر خود حرام کرده بود . او در قصایدی پیامبر صلیاللهعلیهوآله را مدح کرد.[4]
معاذ بن جبل
ابوعبدالرحمن، معاذ بن جبل بن عمرو بن اوسِ خزرجیِ انصاری، صحابی گرانقدری بود که در بیعت عقبه شرکت داشت و در تمام غزوهها همراه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود. پیامبر صلیاللهعلیهوآله او را به عنوان قاضی به یمن فرستاد. او از جمله شش نفری بود که در حیات پیامبر صلیاللهعلیهوآله قرآن را جمع کردند. معاذ در نبرد یرموک شرکت کرد و در طاعون عمواس درگذشت.[5]
یزید بن ابی سفیان
ابو خالد، یزید بن ابی سفیان (صخر) بن حرب بن امیة بن عبد شمس بن عبدمناف امویِ قرشی، برادر معاویة بن ابی سفیان بود. او را یزید الخیر نیز میگفتند. وی از خردمندان شجاع بود. روز فتح مکه اسلام آورد و اسلامش خالصانه بود و در جنگ حُنین شرکت کرد. وی یکی از چهار فرماندهی بود که ابوبکر آنان را برای فتح شام و نبرد با رومیان فرستاد. هنگامی که عمر به خلافت رسید، او را والی فلسطین کرد، سپس ولایت دمشق و خراج آنجا را به او واگذارد. او از کسانی بود که در جریان فتح شام آزمونهای دشواری پشت سر نهاد. او فرزندی نداشت. هنگامی که در حال احتضار بود، برادرش معاویه را به جای خود گمارده و عمر نیز اقدام او را تأیید کرد. او نیز مانند دیگر یاران خود در اثر طاعون عمواس جان سپرد.[6]
پی نوشتها
[1] . سهشنبه اول محرم سال 18 = 12 ژانویه سال 639 ؛ شنبه 30 ذیالحجه سال 18 = اول ژانویه سال 640 .
[2] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 21 ؛ الاستیعاب، ج4، ص1710 ؛ الإصابه، ج2، ص 243 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص94 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 3 و 14 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 804 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص294 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص 417 ؛ ابن خلدون، ج2، ص 904 و 944.
[3] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 234 ؛ الاستیعاب، ج2، ص 298 ؛ الإصابه، ج2، ص141 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص93 ؛ حسن المحاضره، ج1، ص 208 ؛ المحبّر، ص410 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 512 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال 13 ـ 18.
[4] . سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 140 و 142 ؛ الإصابه، ج2، ص 322.
[5] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 39 ؛ الطبقات الکبری، ج4، ص 15 ؛ الأغانی، ج4، ص 302 به بعد ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 168 و 170.
[ 7 ] . الاعلام زرکلی، ج9، ص237 ؛ اُسد الغابه، ج5، ص112 ؛ البدایة والنهایه، ج 7، ص95 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 237 و 239 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص396.
سال 19ق . = 641م
رویدادها
معاویة بن ابی سفیان امیر شام، از عمر بن خطّاب اجازه خواست تا به تعمیر دژهای ساحلی و سازماندهی نظامیان در آنها و گماشتن دیدهبانان و ایجاد آتشگاهها در آن دژها بپردازد. همچنین از وی میخواهد تا حملهای دریایی تدارک ببیند. عمر نسبت به تمام موارد، جز جنگ دریایی آن هم به دلیل خطرهایی که برای عربها دارد، موافقت میکند.
[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 21 ؛ الاستیعاب، ج4، ص1710 ؛ الإصابه، ج2، ص 243 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص94 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 3 و 14 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 804 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص294 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص 417 ؛ ابن خلدون، ج2، ص 904 و 944.
[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 234 ؛ الاستیعاب، ج2، ص 298 ؛ الإصابه، ج2، ص141 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص93 ؛ حسن المحاضره، ج1، ص 208 ؛ المحبّر، ص410 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 512 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال 13 ـ 18.
[ 3 ] . سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 140 و 142 ؛ الإصابه، ج2، ص 322.
[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 39 ؛ الطبقات الکبری، ج4، ص 15 ؛ الأغانی، ج4، ص 302 به بعد ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 168 و 170.