نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 139
حجاب شد. دیندار و پرهیزکار بود و از دسترنج خود (مثل دوزندگی و بافندگی) به فقیران صدقه میداد. بهره خود را نیز از بیتالمال میان خویشان و یتیمان قسمت میکرد. وی در 53 سالگی در مدینه درگذشت و در بقیع دفن شد.[1]
شفاء عدویّه
ام سلیمان، شفاء دختر عبدالله بن عبدشمس عدوی قرشی، از زنان صحابه و ارجمند بود. در جاهلیت، کتابت میکرد و پیش از هجرت اسلام آورد. به حفصه دختر عمر (همسر پیامبر) نوشتن آموخت. پیامبر صلیاللهعلیهوآله به دیدار او میرفت و در خانهاش خواب قیلوله میکرد و در مدینه به او خانهای داد. عمر بن خطاب نظر او را مقدم میداشت و از او سرپرستی میکرد. گفته شده نامش لیلی و شفاء لقبش بوده است.[2]
صفیّه قرشی
صفیه دختر عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، بانویی از قریش و شاعری دلیر، مادر زبیر بن عوام، خواهر حمزة بن عبدالمطلب و عمه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود. پیش از هجرت اسلام آورد و به مدینه هجرت کرد. در جنگ اُحد، مردی یهودی را که درباره همسران پیامبر صلیاللهعلیهوآله جاسوسی میکرد به قتل رساند. هنگامی که دید مسلمانان از اُحد عقبنشینی میکنند، با نیزهای که در دست داشت رو به جلو میرفت و با آن بر صورت مردم میزد و میگفت: آیا از گرد رسول خدا میگریزید؟ وی در مدینه درگذشت.[3]
عیاض بن غنم
ابو سعد، عیاض بن غنم بن زهیر فهری قرشی به «زاد الراکب» لقب یافت، زیرا توشه خود را به مردم میداد و اگر تمام میشد، شترش را برای آنان میکشت. از نخستین مهاجران بود. در بدر و جنگهای پس از آن حضور یافت و یکی از فرماندهان شجاع و فاتح بود. به سوی شام روان شد و شهرهای ناحیه جزیره را گشود و اول کسی بود که با دلاوری تمام، از منطقه «الدرب» گذشت و تا عمق سرزمین روم به تعقیب هراکلیوس پرداخت. وی پسر عموی ابوعبیده جراح بود. در شام و به گفته برخی در مدینه درگذشت.[4]
قتیله دختر حارث
قتیله دختر حارث بن کلده، از خاندان بنی عبدالدار از قبیله قریش و شاعری از طبقه اول بانوان شاعر بود. جاهلیت و اسلام را درک کرد. برادرش نضر در جنگ بدر به اسارت گرفته شد و پیامبر صلیاللهعلیهوآله دستور قتل او را داد و علی بن ابیطالب او را کشت. قتیله از کسانی بود که مانع
پیوستن مردم به پیامبر صلیاللهعلیهوآله میشد و در رثای برادرش مرثیهای سرود که پیامبر صلیاللهعلیهوآله با شنیدن آن دلش به رحم آمد و از آن پس حضرت کشتن اسرای قریش را نهی کرد. قتیله پس از مرگ برادرش مسلمان شد و به روایت حدیث میپرداخت. وی در دوره خلافت عمر بن خطاب درگذشت.[5]
کنستانتین دوم
او نواده امپراتور، هراکلیوس اول بود که در سال 641 م جانشین پدرش هراکلیوس دوم شد و بر تخت امپراتوری نشست. چندی بعد برادرش هراکلیوس (از «مارتیا» همسر دوم پدرش) در سلطنت با او شریک شد. کنستانتین در اواخر سال 641 م درگذشت و همسر پدرش متهم شد که او را با سمّ کشته است. از اینرو ارتش روم بر او شورید، پسرش را خلع کرده، او را به همراه مادرش به جزیره «رودس» تبعید کردند. آنگاه کنستانتین سوم پسر کنستانتین دوم جانشین پدر شد. کنستانتین سوم «کنستانس دوم» نیز نامیده میشد.[6]
قیس بن عاصم
ابوعلی، قیس بن عاصم بن سنان منقری سعدیِ تمیمی، از اُمرا و اندیشمندانی بود که در میان عرب به بردباری و شجاعت شهرت داشت او شاعر بود و در میان خاندانش، سروری یافت و از کسانی بود که در جاهلیت شرب خمر را بر خود تحریم کرده بود. در سال 9ق. به همراه نمایندگان بنی تمیم نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله رفت و مسلمان شد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله درباره او گفت: او بزرگ بادیهنشینان است، از اینرو او را مسئول جمعآوری زکاتِ قبیلهاش کرد. قیس در اواخر عمر به بصره
رفت. او 32 پسر از خود به جای گذاشت. شاعری درباره او میگوید:
«هلاکت قیس، هلاکت یک تن نبود ؛ او بنیان و اساس خاندانی بود که فرو ریخت».[7]
میسرة بن مسروق عبسی
وی سرداری دلاور از شمار صحابه بود. همراه خاندان عبس نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله رفت و با آنان اسلام آورد. در حجة الوداع حضور داشت و در جریان ردّه، با قوم خود بر اسلام پایدار ماند و همگی با خالد بن ولید در جنگ با مرتدان در یمامه همکاری کردند. او از فرماندهان سپاهِ ابو عبیده جراح در فتوحات شام بود. با سپاهش از انطاکیه به روم رفت و مرعش را فتح کرد. میسره نخستین کسی بود که به سرزمین روم وارد شد.[8]