responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 142

و تمام نبردها شرکت داشت. او در ماجرای انعقاد صلح در شهر «جابیه» با عمر، همراه بود و صلح‌نامه مردم بیت‌المقدس را همو نوشت. وی یکی از فقهای صحابه بود که بیش از دیگران به قرائت قرآن آگاه و یکی از چهار تنی بود که در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به جمع‌آوری قرآن پرداختند. وی هم‌چنین به «سید القراء» معروف بود. اُبیّ هم‌چنین یکی از فقهای مدینه بود که در زمان حیات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فتوا می‌داد. عمر بن خطاب مشکلات خود را از او می‌پرسید و هرگاه اختلافی میان او و صحابه پیش می‌آمد، وی را به حکمیت می‌خواندند.[1]

خالد بن ولید

ابوسلیمان، خالد بن ولید بن مغیرة بن عبدالله بن عمرو بن مخزوم قرشی مخزومی، ملقب به «سیف‌الله الفاتح» مادرش لبابه صغری، دختر حارث هلالی و خواهر میمونه، همسر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و نیز خواهر لبابه کبری، همسر عباس بن عبدالمطلب است. او یکی از اشراف قریش بود و در دوره جاهلیت «قبّه» (چادری بود که تجهیزات سپاه را در آن‌جا جمع‌آوری می‌کردند) و «اعنّه» (منصب کسی که اسبان قریش را در جنگ نگه‌داری و به امور آنها رسیدگی می‌کرد) را به عهده داشت.

خالد در سال هشتم هجری همراه عمرو بن عاص و عثمان بن طلحه اسلام آورد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از مسلمان شدنش مسرور شد و او را فرمانده سواران کرد. در جنگ موته حضور داشت و پس از کشته شدن زید بن حارثه، جعفر بن ابی‌طالب و عبدالله بن رواحه، فرماندهان سپاه اسلام در آن جنگ، فرماندهی آن سپاه را عهده‌دار شد. در فتح مکه حضور یافت و بت عُزّی را شکست.

ابوبکر او را به فرماندهی سپاهیانی برای سرکوبی مرتدان یمامه گسیل داشت. هم‌چنین او را به عراق فرستاد. فتوحات او در میادین جنگیِ معروفی آغاز شد و راه را برای فتح ایران و مناطق فراسوی آن آماده کرد. ابوبکر آن‌گاه او را به فرماندهی سپاهیان شام انتخاب کرد. او قهرمان نبرد یرموک بود. پس از آن عمر او را برکنار کرد و ابوعبیده جراح را به فرماندهی کل سپاه برگزید. این مسئله عزم او را سست نکرد و تحت فرماندهی ابوعبیده به نبرد ادامه داد تا این که توانستند حمص، حماه، سلمیه، شیزر، معرة‌النعمان، قنسرین و حلب را فتح کنند.

خالد چون به مدینه آمد، عمر او را طلبید تا حکومت جایی را به او بسپارد، ولی او نپذیرفت و به شام بازگشت و در حمص ساکن شد و در همان جا وفات یافت.

او در هیچ نبردی شکست نخورد و پایه‌های اسلام که پس از مرگ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله متزلزل شده بود، به دست او مستحکم شد. ( 223) او اهل ردّه را

به تسلیم وا داشت، فتنه اعراب را فرو نشاند، فتح عراق را آغاز و بسیاری از شهرهای شام را فتح کرد و ارتش روم را در جنگ یرموک به عقب‌نشینی وا داشت.

وی در آستانه وفات گفت: تقریباً در صد حمله شرکت داشتم و هیچ جای بدنم نیست که جای ضربه شمشیر یا نیش نیزه یا تیری بر آن نباشد. اکنون می‌میرم همان‌گونه که شتر می‌میرد (حال که وظیفه خود را به‌طور کامل انجام داده‌ام مردانه می‌میرم) و این چشمان ترسویان است که [ از عمل زشت خویش و ترس از مرگ [آرام نمی‌گیرد و هیچ عملی امیدبخش‌تر از «لا اله الاّ الله» که آن را سپر خویش قرار داده‌ام، نیست.[2]

طلیحة بن خویلد اسدی

طلیحة بن خویلد بن نوفل أسدی، از تیره خزیمه و تکسواری مشهور و قهرمانی بنام بود. در سال نهم هجری همراه نمایندگان بنی‌أسد نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آمد، اما چیزی نگذشت که از اسلام برگشت و در زمان حیات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله مدعی نبوت شد. ضرار بن ازور مأموریت یافت تا وی را سرکوب کند، از این‌رو به قصد کشتنش ضربتی بر او زد، اما شمشیرش کارگر نیفتاد. در نتیجه، شایعه‌ای در میان مردم به وجود آمد که سلاح در او اثر نمی‌کند. پس از وفات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پیروانش زیاد شدند و ادعا کرد که جبرئیل نزد او می‌آید. برای مردم جملاتی مسجع می‌خواند که طی آن یاران خود را به ترک سجده در نماز فرا می‌خواند.

خیال استیلای بر مدینه در سر می‌پروراند، این بود که با برخی از یارانش به آن‌جا هجوم آورد، ولی از مدینه رانده شد. ابوبکر سپاهی به فرماندهی خالد بن ولید به جنگ او فرستاد و طلیحه به «بزاخه» در منطقه نجد گریخت. خالد به تعقیب او رفت و با وی نبرد کرد، اما طلیحه گریخت و در شام به آل جفنه پناه برد. او پس از آن که بنی اسد و غطفان اسلام آوردند، مسلمان شد و به مدینه نزد عمر رفت و با او بیعت کرد. برای جهاد به سوی عراق رفت و در نبرد قادسیه شرکت داشت و به خوبی از عهده جنگ بر آمد و سرانجام در نبرد نهاوند کشته شد. به دلیل شجاعت و کاردانی‌اش در جنگ، او را معادل هزار سوار می‌شمردند.[3]

علاء بن حضرمی

علاء بن عبدالله بن عمّار حضرمی، از اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و از فاتحان صدر اسلام بود. او در مکه به دنیا آمد و در همان جا بزرگ شد و چون اصلش از حضرموت بود، به آن‌جا منتسب شد. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را در سال هشتم هجری بر بحرین ولایت داد و او را مأمور کرد تا مالیات را از اغنیا بگیرد و به فقرا بدهد. او هم‌چنین در مقاتله با اهل ردّه در



[1] . الاعلام زرکلی، ج1، ص 78 ؛ الاستیعاب، ج1، ص 65 ؛ الإصابه، ج1، ص37 ؛ حلیة الأولیاء، ج1، ص 250 ؛ المحبّر، ص286 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص97 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 280 و 288 ؛ اُسد الغابه، ج1، ص 49.


[2] . الاعلام زرکلی، ج2، ص341 ؛ الإصابه، ج1، ص412 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص113 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص93 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 264 و 276 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه ، خالد بن ولید ؛ ابن خلدون، ج2، ص 887 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص 342 به بعد ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص 320، 384، 414 و535 ؛ المعارف، ص 267.


[3] . الاعلام زرکلی، ج2، ص332 ؛ تاریخ ابن اثیر و طبری، حوادث سال 11 ؛ الاستیعاب، ج2، ص 773 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص118 ؛ بلاذری، ج2، ص360 و 361 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص95 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 229.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 142
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست