responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 145

معاویة بن ابی سفیان مواضعِ هم مرزِ با روم را مستحکم می‌کند و نظام تابستانی و زمستانی سپاه را برای حمله به سرزمین روم وضع می‌کند.

وقایع نظامی

فتوحات اسلامی

افریقا

عمرو عاص برمناطق ساحلی لیبی (برقه و طرابلس) مستولی می‌شود و عقبة بن نافع را به واحه‌های جنوب می‌فرستد و او فزّان و زویله را فتح می‌کند.

ایران

عثمان بن ابی العاص اصطخر را پس از شورش مردم آن سامان، دوباره فتح می‌کند.

ساریة بن زنیم، فسا و دارابگرد را فتح می‌کند.

قهستان (ری)

احنف بن قیس قم و کاشان را فتح می‌کند.

شام

معاویة بن ابی سفیان، عسقلان و عکا را فتح می‌کند.

درگذشتگان

ابن ام مکتوم.

جارود عبدی.

سوده، دختر زمعه.

عمر بن خطاب.

قتادة بن نعمان انصاری.

قیس سهمی.

هرمزان.

ابن اُم مکتوم

او عمرو بن قیس بن زائد بن اصمّ است که کنیه‌اش را از مادرش، ام مکتوم، عاتکه دختر عبدالله مخزومی گرفته است. ابن ام مکتوم صحابی شجاع و نابینا بود. در مکه اسلام آورد و پس از جنگ بدر به مدینه هجرت کرد. در مدینه همراه با بلال برای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله اذان می‌گفت. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در بیشتر جنگ‌هایش او را در مدینه به جای خود می‌گماشت تا با مردم نماز بگزارد. در جنگ قادسیه با این‌که نابینا بود با پرچمی سیاه در دست و زرهی بلند بر تن جنگید. پس از آن به مدینه بازگشت و اندکی پیش از مرگ عمر بن خطاب، درگذشت. گفته شده سوره «عبس و تولی...»[1] در شأن او نازل شد.[2]

جارود عبدی

ابومنذر، جارود بن عمرو بن حنش بن معلّی عبدی از قبیله عبدِ قیس و بزرگ بنی عبد قیس بود. او همراه قبیله خود در سال دهم هجرت نزد

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به مدینه آمد و با آنان اسلام آورد. پیش از آن مسیحی بود و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به دلیل اسلام آوردنش، خوشحال شد. زمانی که همه خاندانش مرتد شدند، او بر اسلام باقی ماند و همواره شهادتین را بر زبان داشت و دعوت به اسلام می‌کرد. در فتوحات عراق و ایران شرکت داشت و از فرماندهان شجاع به‌شمار می‌رفت. او از فرماندهان یورش به اصطخر بود. بلاذری در فتوح البلدان آورده است که: عمر بن خطاب، جارود عبدی را برای فتح دژهای فارس فرستاد. در فاصله جره[3] و شیراز در گردنه‌ای، سحرگاه برای رفع حاجت از سپاه عقب ماند. آن‌جا بود که گروهی از کُردها او را محاصره کرده و کشتند. از این روی آن گردنه را، گردنه جارود نامیده‌اند. گویند نامش «بشر» و جارود (بدیمن) لقب او بود، زیرا او بر قبیله بکر بن وائل یورش برده و به آنان لطمه وارد کرده و دارایی‌شان را غارت کرد و با خود برد.[4]

سوده دختر زمعه

سوده، دختر زمعة بن قیس قرشی عامری با سکران بن عمرو بن عبدِشمس قرشی ازدواج کرد. هر دو در مکه مسلمان شدند و در هجرت دوم به حبشه شرکت کرده و سپس به مکه بازگشتند. وقتی همسرش درگذشت، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از او خواستگاری و با او ازدواج کرد. وی اولین زنی بود که حضرت پس از خدیجه به همسری گرفت. سوده همراه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به مدینه هجرت کرد و تا زمان پیری نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود. چون آن حضرت تصمیم به طلاق او گرفت، به پیامبر گفت: حال که چیزی از تو نمی‌خواهم، طلاقم نده، چرا که آرزو دارم در روز قیامت، در شمار همسرانت محشور شوم و حق خویش را به عایشه می‌بخشم. از این‌رو رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را نگه داشت و سوده به عنوان همسر رسول خدا وفات کرد.[5]

عمر بن خطّاب

أبو حفص، عمر بن خطّاب بن نفیل بن عبدالعزّی، عدوی قرشی است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را فاروق لقب داد. ( 224)مادرش حنتمه، دختر هشام بن مغیره مخزومی، خواهر ابوجهل، عمرو بن هشام بود. وی دومین خلیفه از خلفای راشدین، و اول کسی بود که به لقب امیرالمؤمنین خوانده شد. ( 225) در دوره جاهلیت از قهرمانان و اشراف قریش و سفیر و پیک آنان به شمار می‌رفت و از آنان دفاع می‌کرد و هر که را می‌خواستند هشدار دهند، او را مأمور این کار می‌کردند. پنج سال قبل از هجرت اسلام آورد ( 226) و با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در جنگ‌ها حضور داشت. و حضرت او را به چندین سریّه می‌فرستاد.

در روز وفات ابوبکر و به تعیین او پس از مشورت با مردم و پذیرش و موافقت آنان، با او به عنوان خلیفه بیعت شد ( 227) ابوبکر در



[1] . عبس (80) آیه 1 و2 : روی را ترش کرد و سر بر گردانید، چون آن نابینا به نزدش آمد.


[2] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 255 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 1198 ؛ الطبقات الکبری، ج4، ص 153 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص 49 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 260.


[3] . چهارشنبه اول محرم سال 23 = 19 نوامبر سال 643 ؛ پنج‌شنبه 14 صفر سال 23 = اول ژانویه سال 644 .


[4] . عبس (80) آیه 1 و2 : روی را ترش کرد و سر بر گردانید، چون آن نابینا به نزدش آمد.


[5] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 255 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 1198 ؛ الطبقات الکبری، ج4، ص 153 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص 49 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 260.

[ 6 ] . جره : اسم منطقه‌ای در فارس است (معجم البلدان).

[ 7 ] . الاعلام زرکلی، ج2، ص27 ؛ الطبقات الکبری، ج 5، ص 407 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 2، ص 265 ؛ فتوح البلدان، ص 381.

[ 8 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص214 ؛ الاستیعاب، ج 4، ص 52 ؛ الإصابه، ج4، ص 330 ؛ البدایة والنهایه، ج 8 ، ص 70 ؛ اُسد الغابه، ج7، ص 157 و 158 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 140 ؛ اعلام النساء، ج2، ص 267.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 145
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست