responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 152

عبدالله بن حذافه

ابوحذافه، عبدالله بن حذافة بن قیس سهمی قرشی، از مسلمانان اولیه و از اصحاب رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود. به حبشه هجرت کرد و سپس به مدینه باز گشت. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را با نامه‌ای به سوی خسروپرویز فرستاد تا او را به اسلام دعوت کند.خسرو، نامه را پاره کرد. از این روی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خسرو را نفرین کرد و فرمود: خداوند سلطنت و حکم‌رانی او را درهم ریزد. دیری نگذشت که پسرش شیرویه او را کشت. عبدالله در فتوحات شام حضور داشت. رومیان در حمله مسلمانان به قیساریه او را اسیر کردند و نزد بزرگ رومیان بردند. بزرگ رومیان از او خواست که به آیین مسیحیت درآید، ولی او نپذیرفت. از این‌رو دستور داد تا او را بسوزانند. هنگامی که او را برای سوزاندن می‌بردند، گریه کرد. بزرگ رومیان گمان کرد که گریه و جزع او از ترس مرگ است، به او گفت: آیا از مرگ می‌ترسی؟ گفت: هرگز، بلکه از این‌رو گریه می‌کنم که یک جان بیشتر ندارم. دوست داشتم که جان‌های بسیاری به اندازه موی بدنم می‌داشتم، و به وسیله آنها می‌جنگیدم و کشته می‌شدم و باز می‌جنگیدم و باز کشته می‌شدم. بزرگ رومیان دستور داد او را آزاد کنند و گفت: مسیحی شو، تا دخترم را به ازدواج تو درآورم و نیمی از داراییم را به تو ببخشم، ولی او نپذیرفت. بزرگ رومیان گفت: سرم را ببوس، خود و هشتاد تن از اسرای مسلمان را آزاد کن گفت: باشد. این را می‌پذیرم. آن‌گاه سرش را بوسید و بدین وسیله او و هشتاد تن از اسرای مسلمان آزاد شدند. هنگامی که نزد عمر بن خطاب آمدند، عمر در مقابل او برخاست و سرش را بوسید. اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با عبدالله شوخی می‌کردند و می‌گفتند: سرِ یک کافر را بوسیدی! و او به آنان می‌گفت: خداوند به وسیله این بوسه، هشتاد تن از اسرای مسلمان را آزاد کرد. وی در دوره خلافت عثمان بن عفان در مصر درگذشت.[1]

ملیکه دختر ملحان

ام حرام، ملیکه، دختر ملحان بن خالد بن زید بن حرام نجاری انصاری، از اصحابی بود که همراه داوطلبان و رزمندگان، در جنگ‌ها حضور می‌یافت. در فتح قبرس نیز با همسرش عبادة بن صامت شرکت داشت. از قاطری که بر آن سوار بود، افتاد و سخت مجروح شد و استخوان‌هایش درهم شکست که به مرگ او انجامید. او را در جزیره قبرس دفن کردند. او خواهر رمیصاء، دختر ملحان و خاله انس بن مالک‌است. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به خانه‌اش می‌رفت و پیش از ظهر دمی می‌آسایید. هم‌چنین پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله برای او دعا کرد که شهید شود و او در جنگ قبرس شهادت‌گونه، جان باخت.[2]

پی نوشت‌ها:



[1] . پنج‌شنبه اول محرم سال 28 = 25 سپتامبر سال 648 ؛ پنج‌شنبه دهم ربیع‌الثانی سال 28 = اول ژانویه سال 649 .


[2] . بقره(2) آیه 207 : کسی دیگر از مردم برای جستن خشنودی خدا جان خویش را فدا کند. خدا بر این بندگان مهربان است.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص302 ؛ الاستیعاب، ج2، ص 726 ؛ الإصابه، ج2، ص 188 ؛ المحبّر، ص14 و 288 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص 217 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 36 و 37 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 10 و 16 ؛ انساب الاشراف، ج1، ص 180 ؛ المعارف، ص 264.

[ 4 ] . اُسد الغابه، ج3، ص 211 ؛ الاستیعاب، شماره 888 ؛ مسند احمد بن حنبل، ج3، ص161 و 162 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 8 .

[ 5 ] .الإصابه، ج4، ص433 ؛ البدایة و النهایه، ج8، ص81؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص229.

سال 29 ق = 649 ـ 650م

رویدادها

عثمان، ابوموسی اشعری را از بصره عزل می‌کند و به جای او عبدالله بن عامر بن کریز، پسرداییِ خود را می‌گمارد.

وقایع نظامی

فتوحات اسلامی

خراسان: ابوموسی اشعری، امیر بصره، عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی را برای فتح خراسان می‌فرستد و پس از آن، عبدالله بن عامر را با سپاهی به فرماندهی احنف بن قیس و عبدالله بن حازم که فرماندهان بزرگ را نیز همراه داشت، برای یاری عبدالله بن بدیل اعزام می‌کند. عبدالله بن عامر خود در فتح برخی نواحی خراسان مشارکت داشت. این عبدالله همان است که پس از ابوموسی به امارت بصره رسید.

سند: عبدالله بن عامر، امیر بصره، عبیدالله بن معمر تیمی را بر منطقه مکران می‌گمارد و فتوحات را تا رود سند ادامه می‌دهد.

دریای مدیترانه: معاویة بن ابی سفیان بر جزیره ارواد که مقابل شهر ساحلی طرطوس قرار داشت چیره می‌شود.

درگذشتگان

عبیدالله بن معمر تیمی.

عبیدالله بن معمر تیمی

عبیدالله بن معمر بن عثمان تیمی قرشی، یکی از امرا و فرماندهان شجاع، و از سخاوتمندان قریش بود. عبدالله بن عامر، امیر بصره او را بر مکران ولایت داد و وی فتوحات را تا رود سند دنبال کرد. نواحی پیرامون اصطخر را فتح کرد ( 236)و در یکی از نبردهایی که رخ داد به شهادت رسید. درباره نیروی او نقل شده است که استخوانِ سختِ گاو را که جز با ساطور نمی‌شکستند، با دستانش می‌شکست و مغز آن را بیرون می‌کشید.(4)

[ 1 ] . اُسد الغابه، ج3، ص 211 ؛ الاستیعاب، شماره 888 ؛ مسند احمد بن حنبل، ج3، ص161 و 162 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 8 .

[ 2 ] . الإصابه، ج4، ص 433 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 81 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 229 .

[ 3 ] . دوشنبه اول محرم سال 29 = چهاردهم سپتامبر سال 649 ؛ جمعه 21 ربیع‌الثانی سال 29 = اول ژانویه سال 650 .

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 335 ؛ الإصابه، ج2، ص 432 ؛ تاریخ ابن اثیر ، حوادث سال 23 و 29 ؛ الطبقات الکبری، ج8 ، ص 443.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 152
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست