نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 153
پی نوشتها
[ 1 ] . دوشنبه اول محرم سال 29 = چهاردهم سپتامبر سال 649 ؛ جمعه 21 ربیعالثانی سال 29 = اول ژانویه سال 650 .
[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 335 ؛ الإصابه، ج2، ص 432 ؛ تاریخ ابن اثیر ، حوادث سال 23 و 29 ؛ الطبقات الکبری، ج8 ، ص 443.
سال 30 ق = 650 ـ 651م
رویدادها
عثمان متون قرآنی مکتوب را از حفصه، دختر عمر بن خطاب، که پس از مرگ پدرش آن را نزد خود نگاه داشته بود، میگیرد و هیأتی متشکل از زید بن ثابت، عبیدالله بن زبیر، سعید بن العاص و عبدالرحمان بن حارث تشکیل میدهد و از آنان میخواهد که متون قرآنی را در مصحفهایی گردآورند و آنها را مرتب نمایند آنگاه اعلام میکند فقط به این چهار نسخه که توسط این جمع نوشته شده، اعتماد شود و دیگر نسخهها را بسوزانند.
عزل ولید بن عقبه از کوفه و نصب سعد بن ابی وقاص به امارت آن شهر.
سرازیر شدن غنایم فتوحات و خراج به سوی مدینه و افزایش سهم افراد به صدهزار درهم و انباشته شدن بیتالمال از اموال خراج.
تبعید ابوذر غفاری به ربذه ؛ عثمان او را به دلیل اعتراض و محکوم کردن اغنیا، کمک به فقرا، به درخواست معاویة بن ابی سفیان از دمشق باز خواسته بود.
آغاز اعتراض و نارضایتی نسبت به عملکرد عثمان.
عثمان بر وسعت مسجد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میافزاید و مساحت آن را به 160 × 150 ذرع رسانده و با سنگهای نقشدار بنا کرده و ستونهایی سنگی که در آن سرب به کار رفته در مسجد تعبیه میکند و آنها را منقوش میسازد و برای آن شش درب باز میکند، همانگونه که عمر چنین کرده بود.
فرار یزدگرد سوم پادشاه ایران به خراسان.
وقایع نظامی
فتوحات اسلامی
سواحل خزر
عبدالله بن عامر، امیر بصره، دامغان را فتح میکند.
سعید بن عاص امیر کوفه، حملهای را برای فتح طبرستان و گرگان تدارک میبیند.
سند و هند
سپاه مسلمانان از مکران به سوی سند و هند میروند.
سرزمین روم
سفیان بن عوف غامدی در مناطق روم، پیشروی خود را از مرزهای جزیره و مرعش آغاز میکند.
درگذشتگان
ابو محجن ثقفی.
اسما دختر زید انصاری.
امّ دردا.
حاطب بن ابی بلتعه.
زبرقان بن بدر.
ساریة بن زنیم.
سلمان بن ربیعه باهلی.
عروة بن حزام.
لبابه کبری.
نعمان بن عدی.
نعیم بن مسعودِ اشجعی.
ابو محجن ثقفی
عمرو بن حبیب بن عمرو بن عمیر بن عوف ثقفی، در سال نهم هجری همراه با قبیله ثقیف اسلام آورد. از شجاعان و پهلوانان دوره جاهلیت و اسلام بود. او دائم الخمر بود، تا آنجا که عمر بن خطاب بارها او را تازیانه زد و سپس او را به جزیرهای تبعید کرد، اما او فرار کرد و به سعد بن ابی وقاص که در قادسیه به نبرد با ایرانیان مشغول بود، پیوست. هنگامی که خبر فرار او به عمر رسید، نامهای به سعد نوشت که در آن فرمان داده بود که ابومحجن را حبس کنند. سعد نیز او را به محبس افکند.
روز نبرد قادسیه ابومحجن اندوهگین بود که چرا در این نبرد شرکت ندارد. پس، از همسر سعد خواست که بند او را باز کند و اسب سعد را به او بدهد تا در نبرد شرکت کند و قول داد که اگر سالم ماند باز گردد تا دوباره به حالت قبلی دربند و زنجیر شود و اگر شهید شد، مسئولیتی بر گردن او نخواهد بود، آن زن نیز او را آزاد کرد و اسبی به او داد. ابومحجن جنگید و از خویش رشادت نشان داد. سعد که از دل درد ناراحت بود و از مقر فرماندهی خود، نبردگاه را زیر نظر داشت، شگفتزده گفت: آن سوار کیست؟ اگر ابومحجن در زندان نبود، میگفتم که این سوار ابومحجن است. اندکی پیش از پایان نبرد، ابومحجن از کارزار عقب نشست، اسب را به اصطبل برد و خود به زندان بازگشت.
پس از آن که سعد از جریان آگاه شد، نزد ابو محجن آمد و به او گفت: چرا عمر دستور زندانی کردنت را داده است؟ گفت: در دوره جاهلیت مشروبخوار بودم. من مردی شاعرم، که فیالبداهه شعر میسرایم و زبانم آن را زمزمه میکند. عمر مرا زندانی کرد، زیرا گفتم:
اگر مردم مرا در کنار تاکی خاک کنید ؛ تا ریشههایش، پس از مرگم، استخوانهایم را سیراب سازد.
[ 1 ] . شنبه اول محرم سال سی = چهارم سپتامبر سال 650 ؛ شنبه دوم جمادیالاول سال سی = اول ژانویه سال 651 .
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 153