نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 161
مقوقس مواجه شد، مقوقس به سبب چهره سیاهش از او هراسید و گفت: این سیاه را از من دور کنید و کسی دیگر را برای سخن با من بفرستید. همگی گفتند: این سیاه صاحبنظرتر از همه ما و بزرگ ما و بهتر از ما و مقدم بر ماست. عباده آنچنان سخن گفت که مقوقس را به شگفتی آورد ؛ از اینرو، عباده را احترام کرد و به نزدیک خود خواند و او را اکرام کرد. عمر بن خطاب او را برای قضاوت به شام فرستاد، اما چون نسبت به بذل و بخششها و مخارج معاویه عیبجویی کرد، معاویه به درشتی با او سخن گفت. عباده به او گفت: به خدا سوگند با تو در یک سرزمین زندگی نخواهم کرد و از اینرو به مدینه آمد. عمر به او گفت: چه شد که آمدی؟ عباده او را از جریان امر مطلع کرد. عمر گفت: به جایگاه خود باز گرد ؛ زیرا خداوند سرزمینی را که تو و امثال تو در آن نباشید، از نیکی دور میکند. آنگاه به معاویه نوشت: هیچگونه تسلطی بر عباده نداری.[1]
پی نوشتها
[1] . سهشنبه اول محرم سال 34 = 22 ژوئیه سال 654 ؛ پنجشنبه 16 جمادی الآخر سال 34 = اول ژانویه سال 655 .
شورشیان، عثمان بن عفان را در خانهاش در مدینه محاصره میکنند و او را میکشند (جمعه 18 ذی الحجه).
معاویة بن ابی سفیان سپاهی به فرماندهی حبیب بن مسلمه فهری برای رهایی عثمان از دست شورشیان میفرستد، اما پیش از رسیدن به مدینه خبر قتل عثمان به او میرسد ؛ از اینروی به شام بازگشت.
بیعت با علی بن ابیطالب برای خلافت.
طلحة بن عبیدالله و زبیر بن عوّام فربیکارانه با علی بیعت میکنند، سپس از مدینه به مکه میروند و بیعت خود را نقض کرده و مردم را به انتقام خون عثمان دعوت میکنند. عایشه، دختر ابوبکر نیز به آنان میپیوندد و همگی برای خونخواهی عثمان راهی بصره میشوند.
وقایع نظامی
حملات رومیان
کنستانتین سوم، امپراتور روم، از آشفتگی سیاسیِ پس از قتل عثمان بهره جسته، نیرویی دریایی برای یورش به مناطق مسلمانان تدارک میبیند، ولی تند بادی کشتیهای او را از حرکت باز میدارد.
درگذشتگان
خوله دختر ازور.
رفیده انصاری.
عثمان بن عفان.
علاء بن وهب.
لبابه صغری.
معبد بن عباس.
نسیر بن ثور.
خوله دختر ازور
خوله دختر ازور اسدی شاعر و از شجاعترین زنان زمانش بود که در حملاتش با خالد بن ولید مقایسه میشد. او خواهر ضرار بن ازور است و شجاعتهای فراوانی در فتوحات شام از او نقل شده است. در اواخر خلافت عثمان درگذشت.(3)
رُفَیده انصاری
رفیده انصاری (یا اسلمی) زنی از قبیله أسلم و از اصحابی بود که به مداوای مجروحان میپرداخت و خود را وقف خدمت به مجاهدان کرده بود. در جنگِ خندق به چشمان سعد بن ابی وقاص تیری خورد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله دستور داد که او را به چادر رفیده ببرند. او بر زخمهای سعد مرهم نهاد و از او پرستاری نمود تا شفا یافت. پیامبر صلیاللهعلیهوآله هر صبح و شب احوال سعد را میپرسید. رُفَیده اولین پرستار در اسلام بود.(4)
عثمان بن عفان ( 259)
ابوعبدالله (ابو عمرو) عثمان بن عفان بن ابوالعاص بن عبد شمس بن عبدمناف بن قصیّ امویِ قرشی و مادرش أروی دختر کُریز بن حبیب بن عبد شمس بود. از جمله بزرگمردان اسلام بود که اسلام در زمان ظهور به آنها افتخار میکرد. در مکه به دنیا آمد و کمی پس از بعثت، اسلام آورد. ثروتمند بود و در دوره جاهلیت از اشراف شمرده میشد. از بزرگترین کارهایش تجهیز «سپاه عسرت» در سال نهم هجرت بود که پیامبر صلیاللهعلیهوآله همراه آن سپاه به غزوه «تبوک» رفت. او از جمله ده تن بشارت داده شده به بهشت است. پس از کشته شدن عمر بن خطاب، خلافت را عهدهدار شد. او سومین تن از خلفای راشدین است. انتخاب او به خلافت خود سرگذشتی دارد که به «جریان شورا» معروف است.
در اینجا شمّهای از آن را طبق روایت طبری و ابن اثیر به اختصار میآوریم: ماجرا از این قرار بود که عمر بن خطاب شش تن از صحابه ؛ یعنی: علی بن ابیطالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمان بن عوف، سعد بن ابی وقاص، زبیر بن عوّام و طلحة بن عبیدالله را به حضور طلبید تا