نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 163
شدید « فَصَبر جمیل واللّه المستعان علی ما تصفون»[1]. به خدا سوگند که تو زمامداری را به عثمان نسپردی، مگر برای این که آن را به تو باز گرداند. عبدالرحمان گفت: ای علی! خود را در معرض انتقاد و پاسخگویی قرار مده! من اندیشیدم و با مردم مشورت کردم و دیدم آنان کسی را همسنگ عثمان قرار نمیدهند. در هر صورت مردم برای بیعت با عثمان تجمّع کردند، ولی علی درنگ کرد. عبدالرحمان رو به علی کرد و گفت: « فمن نکث فإنّما ینکث علی نفسه ومن اوفی بما عاهد علیه اللّه فسیؤتیه اجراً عظیماً...»[2].
علی با شنیدن این سخن، بازگشت و صفوف مردم را شکافت، پیش آمد و بیعت کرد در حالی که میگفت: «فریب بود، عجب فریبی!». طبری میگوید: علت «خدعه» گفتن علی این بود که عمروعاص در یکی از شبهایی که شورا مهلت مشورت داشت، علی را ملاقات کرد و به او گفت: «عبدالرحمان مرد پردقتی است و تو هر اندازه که قاطعانه و با اطمینان سخن بگویی گریزانتر میشود، ولی اگر اظهار کنی که به اندازه تلاش و طاقت خود عمل میکنی، نسبت به تو راغبتر میشود». سپس عثمان را ملاقات کرد و به او نیز گفت: «عبدالرحمان مرد با دقتی است و به خدا با تو بیعت نمیکند، مگر آن که از خود قاطعیت نشان دهی، پس بیهیچ تأملی بپذیر». از این رو علی در مقابل سؤال عبدالرحمان که گفت: آیا به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره دو خلیفه پس از او، عمل خواهد کرد، فرمود: امیدوارم که به اندازه دانش و طاقتم عمل کنم و انجام دهم ؛ و اینگونه اظهار نظر را به توصیه عمروعاص انجام داد، ولی عثمان در مقابل همان سؤال بدون تردید گفت: آری تا به توصیه عمروعاص عمل کرده باشد. بنابراین میبینیم که توصیه عمرو بن عاص به علی چیزی جز توصیه او به عثمان بود و علی هنگامی این را دریافت که در دام آنان افتاده بود.
دوره عثمان روزگار فتوحات بود. در دوره او ارمنستان، آذربایجان و افریقا فتح و حمله به روم از راه زمین و دریا آغاز شد. جزیره قبرس گشوده شد و در سال 27 ق حملهای دریایی برای دستیابی به سواحل اندلس صورت پذیرفت. او اولین کسی بود که به فتح قسطنطنیه و حمله به اروپا از طریق اسپانیا اندیشید. دستور او برای حمله به سواحل اسپانیا به همین جهت بود. کار با ارزش پیراستن قرآن از اختلاف در قرائت، به او باز میگردد، زیرا او بود که به جمع قرآنی که نزد حفصه دختر عمر بن خطاب و همسر پیامبر صلیاللهعلیهوآله بود، مبادرت کرد و با راهنمایی زید بن ثابت و دیگر صحابه حافظ قرآن، آن را در یک نسخه بازنویسی کرد و دستور داد که دیگر نسخهها را بسوزانند. او متهم است که به یاران و خویشاوندانش مناصب دولتی میداده است ؛ از جمله به عبدالله بن عامر بن کُریز پسر عمهاش به جای ابوموسی اشعری بر ولایت بصره گمارد و نیز به ولید بن عقبه،
برادر مادریاش پس از عزل سعد بن ابی وقاص ولایت کوفه را بخشید. همچنین عمرو بن عاص را از حکومت مصر برداشت و به جایش عبدالله بن سعد بن أبی سرح را که برادر رضاعیاش بود، گمارد. پس از این عزل و نصب عمرو بن عاص مردم را بر عثمان میشوراند، چرا که عزل او بر مردم مصر گران آمده بود.
در اینباره محمد بن ابیبکر و محمد بن ابی حذیفه نیز مردم را برمیانگیختند. در حدود ششصد مرد آماده شدند و به مدینه رفتند و از عثمان خواستند که ابن ابیسرحرا عزل کرده و محمد بن ابیبکر را به جای او برگزیند. عثمان به آنان پاسخ مثبت داد، اما در بازگشت به مصر، به سواری برخوردند، او را گرفته و بازرسی کردند. او نامهای داشت از زبان عثمان به ابن أبی سرح که در آن فرمان قتل محمد بن ابیبکر و یارانش آمده بود. آنان به مدینه بازگشتند و نامه را به صحابه نشان دادند. مردم عثمان را ملامت کردند، اما هنگامی که نامه را به عثمان نشان دادند، آن را انکار کرد و قسم خورد که اطلاعی از آن ندارد و ثابت شد که جعلی است و این که مروان بن حکم، کاتب عثمان و حاملِ مُهر او، آن را از زبان عثمان جعل کرده است.
مصریها به هیجان درآمدند، عثمان را در خانهاش محاصره کردند و از او خواستند که از خلافت کنارهگیری کند و چون نپذیرفت، به زور وارد خانهاش شده او را به قتل رسانده و داراییاش را غارت کردند. همچنین به بیتالمال یورش برده و آنچه را در آن بود تصرف کردند.
عثمان هنگامی که در محاصره بود، به معاویة بن ابی سفیان نامهای نوشت و از وی طلب نیرو و کمک کرد. معاویه، حبیب بن مسلمه فهری را در رأس سپاهی به کمک او فرستاد. در روایتی آمده است که به او دستور داده بود که به کندی به سوی مدینه برود. به هرحال پیش از آنکه به مدینه برسد، خبر قتل عثمان به او رسید و از همانجا به دمشق بازگشت. با قتل عثمان خط سیر تاریخ اسلامی تغییر یافت و به دورانی تبدیل شد که در آن آشوبها و شورشها آغاز شد و دوره طبقه نخست در اسلام پایان گرفت.
این دوره، آنگونه که جاحظ میگوید، شامل دوره پیامبر صلیاللهعلیهوآله و ابوبکر و عمر و شش سال از خلافت عثمان میشود، نیز در این دوره، مسلمانان به توحید نابِ تشکیل یافته از اُلفت و وحدت کلمه (بر اساس کتاب و سنت) معتقد بودند، کار زشتی انجام نمیشد و بدعت آشکاری وجود نداشت، و هیچکس از فرمان پیامبر صلیاللهعلیهوآله و خلیفگان سر بر نتافت و حسد، کینه و تأویلی به هیچ وجه وجود نداشت. ( 260) تا این که قتل عثمان و هتک حرمت او پیش آمد. عثمان در ماه ذیالحجه، روز جمعه پس از دو ماه محاصره کشته شد. عمرش به هنگام قتل 82 سال بود.[3]
[1] . یوسف (12) آیه 18 : ... من صبر جمیل (وشکیبایی خالی از ناسپاسی) خواهم داشت و در برابر آنچه میگویید از خدا یاری میطلبم.
[2] . فتح (48) آیه 10 : ... پس هر کس پیمان شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است ؛ و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، به زودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.
[3] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 371 ؛ تاریخ ابن اثیر و طبری ، حوادث سال 35 ق ؛ حسن المحاضره، ج 1 ، ص 581 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 376 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 1044 ؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص147 ؛ الإصابه، ج4، ص 456 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 92 ؛ مروج الذهب، ج2، ص 231 ؛ الکتّاب والوزراء، ص21 ؛ المعارف، ص191 ؛ رسالة فی النابته (از رسائل جاحظ)، ص 7 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه ، ماده «عثمان بن عفان».
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 163