responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 166

جاری شد. او برادر عثمان بن مظعون و دایی عبدالله و حفصه، فرزندان عمر خطاب، هم‌چنین همسر صفیّه، دختر خطاب (خواهر عمر) بود.[1]

کعب بن سور

کعب بن سور بن بکر ازدی، از بزرگان تابعین و پیشگامان صدر اسلام بود که عمر بن خطاب او را برای قضاوت به بصره فرستاد و عثمان نیز او را در مقامش باقی گذاشت. در جنگ جمل، از حوادث کناره گرفت. به عایشه گفته شد که اگر کعب با تو همراه شود، حتی یک تن از قبیله «ازد» کناره نخواهد گرفت. عایشه نزد کعب رفت تا با او سخن گوید. لذا، کعب نیز قرآن خود را به دست گرفت، آن را باز کرد و بین دو سپاه درآمد، به نصیحت دو دسته پرداخت و آنان را به صلح دعوت کرد، در حالی که شعله نبرد بر افروخته شده بود، ناگاه تیری ناشناخته از راه رسید و او را کشت.[2]

مُجاشع سلمی

وی مُجاشع بن مسعود بن ثعلبه سلمی، منسوب به بنی سلیم و از یاران بخشنده پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و فرماندهان شجاع بود. به کابل حمله برد و اسپهبد، پادشاه آن‌جا، با او از در مصالحه درآمد. گفته شده است که فتح دژ پرویز در فارس و فتح شهر تَوَّجْ به دست او انجام شد. حمله به مکران را پی گرفت و در عمق آن پیش‌روی کرد. در روز جنگ جمل با عایشه همراه بود و فرماندهی بنی سلیم را به عهده داشت. وی پیش از نبرد کشته شد و در بصره مدفون گردید.[3]

محمد بن ابی حذیفه

ابوالقاسم، محمد بن ابی حذیفة بن عتبة بن ربیعة بن عبد شمس بن عبدمناف، صحابی و از امیران بود. وی در زمان نبوّت پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، در حبشه به دنیا آمد، پدرش در جنگ یمامه به شهادت رسید. عثمان بن عفان او را تربیت کرد و سال‌ها تحت تکفل او باقی ماند. هنگامی که عثمان به خلافت رسید، از عثمان خواست که به او «ولایتی» دهد، ولی عثمان رد کرد. آن‌گاه از عثمان خواست که به او اجازه خروج از مدینه را بدهد، عثمان به او اجازه داد. وی به مصر رفت و به مخالفت با عثمان پرداخت و خلع او را خواستار شد. عثمان برای او نامه‌ای نوشت و در آن سرزنشش کرد و لطف خود در پرورش و تربیت او را به وی یادآوری کرد، ولی محمد از کار خود باز نایستاد و سپاهی مرکّب از ششصد تن به سوی مدینه فرستاد که آنان در قتل عثمان دست داشتند. هنگامی که عثمان کشته شد، به شام گریخت و در آن‌جا معاویه او را دست‌گیر و زندانی کرد و سرانجام او را کشت. در نبرد ذات الصواری همراه عبدالله بن سعد بن ابی سرح حضور داشت. او پسر دایی معاویة بن ابی‌سفیان بود.[4]

پی نوشت‌ها



[1] . پنج‌شنبه، اول محرم، سال 36 = 30 ژوئیه سال 656 ؛ یک‌شنبه 9 رجب سال 36 = اول ژانویه، سال 657 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 180 ؛ الإصابه، ج1، ص 317 ؛ الاستیعاب، ج1، ص 277 ؛ الطبقات الکبری، ج5، ص 385 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 44 ؛ اُسد الغابه، ج1، ص 468 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 260 و 265 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 3 ، ص 9 و 111 ؛ تاریخ بغداد، ج 1 ، ص 160 ؛ المعارف، ص 263 ؛ ابن خلدون، ج 2، ص 1019.


[3] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 74 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص 248 ؛ حسن المحاضره، ج1، ص 200 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 196 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 27 و 45 ؛ الإصابه، ج2، ص 553 ؛ الاستیعاب، ج2، ص 51 ؛ الأغانی، ج18، ص 54 ؛ المعارف، ص219.


[4] . الاعلام زرکلی، ج 3 ، ص 169 ؛ الطبقات الکبری ، ج 4 ، ص 53 و 67 ؛ اُسد الغابه ، ج 2 ، ص 328 ؛ الإصابه، ج3، ص 141 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 134 ؛ سیر اعلام النبلاء ، ج1، ص 362 و 405 ؛ النجوم الزاهره، ج 1 ، ص 89 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 163 ؛ انساب الاشراف، ج1، ص 485 ؛ المعارف، ص 270.

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 322 ؛ الطبقات الکبری، ج3، ص 152 ؛ المحبّر، ص355 ؛ البدایة والنهایه، ج7، ص 246، اُسد الغابه، ج3، ص 85 و 89 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 15 و 26 ؛ المعارف، ص 228.

[ 6 ] . مائده (5) آیه 93 : بر آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در آن‌چه خورده‌اند گناهی نیست، هرگاه پرهیزکاری کنند و ایمان بیاورند و به کارهای شایسته بپردازند.

[ 7 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص31 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 1277 ؛ الإصابه، ج3، ص 219 ؛ بلاذری، ص89 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 116 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص 538 ؛ اُسد الغابه، ج4، ص 394.

[ 8 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص83 ؛ الإصابه، ج3، ص 297 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 285 ؛ اُسد الغابه، ج4، ص 479.

[ 9 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص 160 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 1457 ؛ الإصابه، ص242 ؛ اُسد الغابه، ج5، ص 60 ؛ ابن خلدون، ج2، ص 988.

[ 10 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص 308 ؛ الإصابه، ج3، ص 353 ؛ اُسد الغابه، ج5، ص 87 ؛ حسن المحاضره، ج1، ص 223 ؛ الولاة والقضاة، ص14 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص105 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص 265 ؛ ابن خلدون، ج2، ص 1091.

سال 37 ق = 657 ـ 658م

رویدادها

علی بن ابی‌طالب رد بیعت از اهل شام توسط معاویه و بازگرداندن عثمان بن حنیف را تمرّد معاویه علیه خود تلقی کرد و آماده نبرد با او شد. معاویه نیز خود را مهیای کارزار کرد.

معاویه که غلبه علی بن ابی‌طالب را در نبرد مشاهده می‌کند، با راهنمایی عمرو بن عاص درخواست حکمیت می‌کند و علی تسلیم نظر سپاهیانش می‌شود و حکمیت را می‌پذیرد و ابوموسی اشعری را به نمایندگی از خود تعیین می‌کند. ( 264) در نتیجه آتش‌بس برقرار

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص31 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 1277 ؛ الإصابه، ج3، ص 219 ؛ بلاذری، ص89 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج1، ص 116 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص 538 ؛ اُسد الغابه، ج4، ص 394.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص83 ؛ الإصابه، ج3، ص 297 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 285 ؛ اُسد الغابه، ج4، ص 479.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص 160 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 1457 ؛ الإصابه، ص242 ؛ اُسد الغابه، ج5، ص 60 ؛ ابن خلدون، ج2، ص 988.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص 308 ؛ الإصابه، ج3، ص 353 ؛ اُسد الغابه، ج5، ص 87 ؛ حسن المحاضره، ج1، ص 223 ؛ الولاة والقضاة، ص14 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص105 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص 265 ؛ ابن خلدون، ج2، ص 1091.

[ 5 ] . دوشنبه اول محرم سال 37 = 19 ژوئن سال 657 ؛ دوشنبه 20 رجب سال 37 = اول ژانویه 658 .

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 166
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست