نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 167
میشود و علی به کوفه بازگشته و در انتظار نتیجه حکمیت میماند.
جلسه حکمین در أذرج و موافقت آنان بر عزل معاویه و علی، هنگام اعلان نتیجه، ابوموسی نتیجه حکمیت را برای مردم بیان میکند، ولی عمرو علی را عزل و معاویه را ابقا میکند.
اعتراض گروهی از شیعیان علی ( 265) به پذیرش حکمیت و خروج علیه او و رفتن آنان به حروراء و برگزیدن عبدالله بن وهب راسبی به فرماندهی خود.
بروز اولین شکاف عقیدتی در اسلام.
کنستانتین سوم امپراتور روم، سپاهی را برای حمله به شام آماده میکند تا از اختلاف بین مسلمانان و درگیر بودنشان به نبرد داخلی استفاده کند. معاویه در مقابل پرداخت باج سالانه با او مصالحه میکند، ولی پس از تثبیت حکومتش از پرداخت آن سر باز میزند و نبرد با رومیان را از سر میگیرد.
وقایع نظامی
جنگ برای خلافت
جنگ صفین: رویارویی دو سپاه علی و معاویه در صفین، بر کرانه رود فرات (26 ژوئیه، 657 م) و پایان نبرد با درخواست حکمیت.
درگذشتگان
اشتر نخعی (مالک).
خبّاب بن ارت.
خزیمة بن ثابت انصاری.
عبدالله بن ابیسرح.
عبیدالله بن عمر بن خطاب.
عروة بن زید الخیل.
عمار بن یاسر.
قیس بن مکشوح.
محمد بن جعفر بن ابیطالب.
هاشم بن عتبة بن ابی وقاص.
یعلی بن امیّه.
اشتر نخعی
مالک بن حارث بن عبد یغوث نخعی، معروف به اشتر، بزرگ قوم خود و از قهرمانان فتوحات شام و عراق بود. او از کسانی بود که مردم را علیه عثمان برانگیخت و در محاصره او در مدینه حضور داشت. علی بن ابیطالب را یاری کرد و همراه او در جنگ جمل و صفین حضور داشت. علی او را پس از کشته شدن محمد بن ابیبکر به ولایت مصر گماشت، ولی معاویه کسی را مأمور کرد تا او را بکشد و او مالک را قبل از رسیدن به مصر از پای درآورد.[1]
خبّاب بن أرتّ
ابومحمد (یا ابو یحیی) خبّاب بن ارتّ بن جندله، از قبیله تمیم است . از عربها بود که به اسارت درآمد. ام أنمار، دختر سباع خزاعی، او را خرید . بنابراین او تمیمی نسب و همپیمان خزاعه بود. از اولین مسلمانان و ششمین نفری بود که مسلمان شد. اسلام خود را آشکار کرد و شکنجه فراوانی دید بر او زره آهنی میپوشاندند و در آفتاب میخواباندند و صاحبش، اُم انمار، با گذاشتن آهنی داغ بر سرش شکنجهاش میکرد. او نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از وضع و حال خود شکایت کرد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: خداوندا، خبّاب را یاری کن.
خبّاب آهنگر بود و شمشیر میساخت. صاحبش ام انمار از سر درد رنج میبرد و همچون سگان مینالید. به او گفته شد که سر خود را داغ کن. خبّاب نیز با آهن گداخته سر او را داغ کرد. خبّاب در جنگ بدر و تمام نبردها همراه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله حاضر بود. در کوفه ساکن شد و در همان جا درگذشت. او اولین کس از صحابه است که در حومه کوفه دفن شد. مردم پیش از آن، مردگان خود را در آستانه و یا حیاط خانههایشان دفن میکردند. هنگامی که دیدند خبّاب وصیت کرد که او را در بیرون کوفه دفن کنند، مردم نیز از آن پس مردگان خود را در خارج شهر دفن مینمودند. بخاری و مسلم از او روایت کردهاند.[2]
خزیمة بن ثابت انصاری
ابو عماره ، خُزیمة بن ثابت بن فاکه بن ساعده انصاری دوسی مدنی ، از اولین مسلمانان مدینه بود . در جنگ بدر و نبردهای پس از آن حضور داشت . او را ذوالشهادتین میخواندند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله گواهی او را معادل گواهی دو مرد خواند. ماجرا از این قرار بود که پیامبر صلیاللهعلیهوآله اسبی را از مردی خرید و فروشنده، منکر فروش شد. خزیمه آمد و به صدق گفتار رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شهادت داد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او گفت: چگونه چیزی را شهادت میدهی که شاهد آن نبودی؟ او گفت: ای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ! ما تو را بر اخبار آسمانی امین میدانیم، چگونه در این مورد تو را تصدیق نکنیم؟ پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز شهادت او را معادل شهادت دو نفر تلقی کرد و این امر به او اختصاص داشت. اوس در مقابل انصار به او افتخار میکردند. از فرماندهان سپاه علی در جنگ صفین بود و در آن نبرد به شهادت رسید.[3]
عبدالله بن ابی سرح
ابویحیی، عبدالله بن سعد بن ابی سرح، حسام بن حارث بن حُبیِّب قرشی عامری، از قبیله بنی عامر بن لوئی و از قریش بود. از آغاز بعثت، اسلام آورد و از کاتبان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود. سپس گمراه شد و در حال ارتداد از مدینه به مکه رفت. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله خون او را در روز فتح
[1] . الاعلام زرکلی، ج6، ص131 ؛ الولاة والقضاة، ص23 و 26 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص102 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «اشتر نخعی».