responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 170

ایستادگی کرد. او در آن روز به پایداری تا دم مرگ با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بیعت کرد. وی با تیراندازی به دفاع از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌پرداخت. زمان بیعت با علی بن ابی‌طالب، با او همراه شد. وقتی که علی از مدینه به بصره رفت، جانشین او بر شهر مدینه شد و با او در نبرد صفین حضور یافت. علی او را بر ناحیه فارس ولایت داد، ولی مردم آن‌جا او را بیرون کردند. علی، زیاد بن ابیه را به‌جای او گماشت و آنان با او از در مصالحه درآمدند و به وی خراج دادند. سهل در کوفه درگذشت.[1]

عبدالله بن سبأ ( 268)

وی رئیس سبأییان بود ؛ گروهی که به خدایی علی بن ابی‌طالب معتقد بودند. او اهل صنعاء و یهود زاده‌ای بود که در زمان عثمان بن عفان اسلام آورد و به «ابن سوداء» معروف بود. به حجاز سفر کرد، سپس به بصره و کوفه، بعد به دمشق رفت، ولی مردم دمشق او را بیرون کردند. به مصر رفت و بدعت خود را آشکار کرد. آیین او اعتقاد به رجعت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود و باور داشت که در وجود علی بن ابی‌طالب جزئی الهی وجود دارد. از این‌رو نه می‌میرد و نه کشته می‌شود و آن که کشته شد، شیطان بود که چهره او را به خود گرفت و مردم توهّم کردند که او کشته شده است، همان‌گونه که یهود و نصارا گمان کردند که عیسی کشته شد. عبدالله ادعا کرد که در وجود علی جزئی ناسوتی نیز وجود دارد و جزء الهی او در آسمان به سر می‌برد و رعد صدای او، و برق لبخند اوست و به زمین فرود خواهد آمد تا آن را پس از آن که پر از ظلم شد، مملو از عدل نماید. او اولین کسی بود که از غیبت و رجعت و تناسخ جزءِ الهی در امامان پس از علی سخن گفت. همو بود که مخالفان را گرد آورد و شورش علیه عثمان را دامن زد. آنان از کوفه و بصره به مدینه رفتند ؛ آن‌جایی که اصول فکری ابن سبأ، زمینه‌ای بارور و مناسب در میان پیروان و دوستداران علی پیدا کرده بود. شورشیان مصر نیز همراه ابن سبأ روانه مدینه شدند. به سبأییان طیّاره نیز می‌گویند، زیرا ادعا می‌کردند که آنان نمی‌میرند و مرگشان طیران روحشان در شب تار است و علی هم در ابرهاست.

هرگاه که صدای رعد را می‌شنیدند، می‌گفتند: علی غضب کرده است. آنان معتقد به تناسخ و رجعت بودند. گفته شده است که علی او را با آتش سوزاند و گفته شده که او را به مدائن تبعید کرد. برخی از پژوهشگران معاصر معتقدند که عبدالله بن سبأشخصیتی اسطوره‌ای است که وجود خارجی ندارد.[2]

عبدالله راسبی

عبدالله بن وهب راسبی ازدی، از رهبران خوارج بود. وی از علم، سخنوری و شجاعت برخوردار بود. بسیار عبادت می‌کرد. رسول

خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را درک کرد و در فتوحات عراق همراه سعد بن ابی وقاص بود و علی بن ابی‌طالب را در جنگ‌هایش همراهی کرد. پس از آن‌که [به پیشنهاد خود آنان] مسئله حکمیت مطرح شد، گروهی که عبدالله راسبی از جمله آنان بود، آن را نپذیرفتند. آنان در نهروان جمع شدند و عبدالله راسبی را به زعامت خود برگزیدند و با علی جنگیدند و در میدان کارزار عبدالله کشته شد.

آیین خوارج بر اصول زیر مبتنی است:

1 ـ ایمان و توحید مشروط بر این است که ایمان مقرون به عمل باشد.

2 ـ مرتکبان گناه کبیره، مرتد تلقی می‌شوند و در آتش جاویدانند.

3 ـ اعتقاد به مخلوق بودن قرآن.

4 ـ برگرفتن نصّ و ظاهر قرآن بدون تأویل و قیاس، به همین سبب، قائل بودند که کسی را نمی‌توان رجم کرد، چون در این‌باره نصّ قرآنی وجود ندارد.

5 ـ از نظر آنان امامت و رهبریِ مسلمانان، هم در قریش و هم در غیرقریش، اعم از عرب و غیرعرب، جایز است که با شورا محقق می‌شود و هر فرد مسلمان که علم و زهد در او جمع باشد، می‌تواند آن را بر عهده گیرد ؛ حتی اگر از نبطیان باشد و اگر خللی در تعهّد دینی و سیاسی‌اش پیش آید، عزل می‌شود و دیگری جای او را می‌گیرد. با این اصل، آنان در حکومت، میان اعراب و موالی معتقد به تساوی هستند.

خوارج به فرقه‌های گوناگونی تقسیم شدند، از جمله غلات، مانند: ازارقه (پیروان نافع بن ازرق) اباضیه (یاران عبدالله بن اباض) صفریّه (یاران زیاد بن اصفر) نجدات (یاران نجدة بن عویمر) عجارده (یاران عبدالکریم بن عجرد) و فرقه‌های دیگری که هر کدام نظریاتی دارند که به واسطه آنها از دیگران مشخص می‌شوند. خوارج را «شُراة» نیز می‌نامند که می‌گفتند: ما جانمان را در طاعت خداوند تعالی فروختیم که او فرموده است: « إن اللّه اشتری من المؤمنین أنفسهم واموالهم بأن لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون ویقتلون...»[3].

نویسنده عقد الفرید می‌گوید: در میان تمام فرقه‌ها، روشن بین‌تر، متدیّن‌تر و مهیاتر برای مرگ، غیر از آنان وجود ندارد. یکی از آنان در حالی که به وسیله تیری زخمی شد، به سوی قاتلش پیش می‌رفت و این آیه را می‌خواند: « ... وعجلت الیک ربّ لترضی»[4] و[5].

محمد بن ابوبکر

ابوالقاسم، محمد بن ابوبکر در سال حجة الوداع به دنیا آمد و در مدینه در دامان علی بن ابی‌طالب نشو و نما کرد، زیرا علی با مادرش اسماء بنت عمیس (همسر ابوبکر) پس از مرگ ابوبکر، ازدواج کرده بود. محمد در جنگ جمل و صفین همراه علی بن ابی‌طالب بود. علی پس



[1] . اُسد الغابه، ج2، ص 470 ؛ المحبّر، ص290 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص235.


[2] . الاعلام زرکلی، ج4، ص220 ؛ الملل والنحل، ج1، ص 174 ؛ الفرق بین الفرق، ص233 و 236 ؛ اسفراینی، التبصیر فی الدین، ص108 ؛ تاریخ طبری، ج4، ص 340 ؛ مرتضی عسکری، عبدالله بن سبا و اساطیر اخری .


[3] . توبه (9) آیه 111 : خدا از مؤمنان جان‌ها و مال‌هایشان را خرید تا بهشت از آنان باشد، در راه خدا جنگ می‌کنند، چه بکشند یا کشته شوند.


[4] . طه (20) آیه 84 : ای پروردگارم! به سوی تو آمدم تا خشنود شوی.


[5] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 288 ؛ مبرّد، الکامل، ج2، ص 119 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص 74 و 78، 131 و 186 ؛ محمد ابو زهره، المذاهب الاسلامیه، ص119 و 129 ؛ العقد الفرید، ج1، ص 213 ؛ الأغانی، ج18، ص 109.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 170
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست