responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 173

مسلمان نشد و لذا اسلام میان آنان جدایی افکند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را خواستگاری کرد. فاخته به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله گفت: من فرزندانی خُرد دارم و از آن بیمناکم که تو را بیازارند. زمانی که فرزندانش بزرگ شدند، او خود را به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله عرضه کرد، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به او گفت: الآن نه ؛ زیرا خداوند این آیه را بر او نازل کرده بود: « یا ایها النبی إنا احللنا لک ازواجک اللاّتی آتیت اجورهن و ما ملکت یمینک بما افاء الله علیک وبنات عمک وبنات عماتک وبنات خالک وبنات خالاتک اللاتی هاجرن معک...»[1].

ام هانی از مهاجران نبود. او احادیثی را درباره کتاب و سنت و جز آن روایت کرده است.[2]

تمیم دارانی

ابو رقیه، تمیم بن اوس بن خارجه لخمی دارانی، به «دار» یکی از تیره‌های لَخم منسوب است. لخم، شعبه‌ای از قبیله یعرب بن قحطان است. همراه نمایندگان تمیم به مدینه رفت و با آنان اسلام آورد. از قاریان بود و به زیبایی تلاوت قرآن می‌کرد، او اولین کسی بود که در مسجد به قصه‌گویی پرداخت. از عمر بن خطاب در این‌باره اجازه خواست، اما عمر نپذیرفت و چون اصرار او را دید، بدو گفت: در مسجد چه می‌گویی؟ گفت: برای آنان قرآن می‌خوانم و دعوت به کارهای خیر و پرهیز از کارهای شر می‌کنم عمر او را اجازه داد. او اولین کسی بود که در مساجد چراغ روشن کرد. وی پس از مرگ عثمان، به شام رفت.[3]

حجاج تمیمی

حجاج بن عبدالله، از بنی سعد بن زیاد بن منات، از تمیم، معروف به برک است. او از شورشیان بصره و اولین کسی بود که با حکمیت مخالفت کرد. هنگامی که خبر حکمیت میان علی و معاویه را شنید، گفت: «لا حکم الاّ للّه» و بر هر دو گروه شورید. یکی از سه نفری بود که بر قتل همزمان علی بن ابی‌طالب و معاویة بن ابی سفیان و عمرو بن عاص موافقت کردند و او قتل معاویه را بر عهده گرفت و برای این کار به دمشق رفت و در کمین معاویه نشست. آن‌گاه که معاویه برای نماز بیرون شد، ضربتی به او زد که به نشیمنگاه او خورد و معاویه جان سالم به در برد و او را دست‌گیر کرد و به قتل رساند.[4]

خارجة بن حذافه

خارجة بن حذافة بن غانم بن کعب بن لوئی، صحابی شجاعی بود که با هزار سوار برابری می‌کرد. عمر بن خطاب او را به یاری عمرو بن عاص فرستاد و او در فتح مصر در کنار عمرو بن عاص حضور داشت و رئیس شرطه او شد. همان شبی که مقرر شد که خوارج، علی و معاویه

و عمرو عاص را به قتل برسانند، به‌طور اتفاقی عمرو بن عاص دل درد گرفت، از این‌رو خارجه را برای اقامه نماز به مسجد فرستاد. عمرو بن بکر تمیمی که در کمین عمروعاص بود، خارجه را به جای او به قتل رساند. هنگامی که دانست اشتباه کرده است، گفت: من خود، قتل عمروعاص را می‌خواستم و خداوند کشته شدن خارجه را می‌طلبید. دست‌گیر شد و به قتل رسید.[5]

شرحبیل کندی

شرحبیل بن سمط بن اسود کندی، حاکم و از فرماندهان شجاعی بود که در نبرد قادسیه حضور داشت و حمص را فتح کرد و در جریان ردّه جنگید و همراه م‌عاویه در صفین حضور داشت. بیش از بیست سال ولایت حمص را به عهده داشت و در آن‌جا درگذشت و گفته شده است که در صفین کشته شد.[6]

عاتکه دختر زید

عاتکه دختر زید بن عمرو بن نوفل بن عبدالعزّی عدوی قرشی، صحابی و شاعری که به زیبایی مشهور بود. ابتدا عبیدة بن حارث بن مطّلب و پس از او به ترتیب: عبدالله بن ابوبکر، عمر بن خطاب، زبیر بن عوّام و محمد بن ابوبکر با او ازدواج کردند. سپس عمرو بن عاص با او ازدواج کرد. همه همسرانش کشته شدند و بیوه ماند تا درگذشت. عبدالله بن عمر می‌گفت: هرکس که خواهان شهادت است، با عاتکه ازدواج کند.[7]

علی بن ابی‌طالب

ابوالحسن، علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف قرشی هاشمی، مادرش فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبدمناف قرشی هاشمی، امیرمؤمنان و چهارمین خلیفه راشدین و یکی از ده نفری بود که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به آنان بشارت بهشت را داد. او اوّلین جوانی بود که اسلام آورد و پسرعموی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و دامادِ او بود. علی از نام‌آوران شجاع و از بزرگان خطبا و سخنوران و دانایان به قضاوت و فتوا بود. در بیشتر نبردها پرچم اسلام به دست او بود و در همه نبردها حضور داشت، مگر در نبرد تبوک که برای مواظبت از خانواده‌اش به جنگ نرفت. ( 270) عمر بن خطاب پس از ضربت خوردنش او را جزو شش تن اعضای شورای انتخاب خلیفه بعدی برگزید و آنان عبارت بودند از: علی بن ابی‌طالب، طلحة بن عبیدالله، زبیر بن عوّام، عبدالرحمن بن عوف، عثمان بن عفان و سعد بن ابی‌وقاص.

پس از کشته شدن عثمان بن عفان، در سال 35 ق با او برای خلافت بیعت شد. بزرگان اصحاب خواستار دست‌گیری قاتلان عثمان



[1] . احزاب (33) آیه 50 : ای پیامبر! ما زنانی را که مهرشان را داده‌ای و آنان را که به عنوان غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است، مالک شده‌ای و دختر عموها و دختر عمه‌ها و دختر دایی‌ها و دختر خاله‌های تو را که با تو مهاجرت کرده‌اند، بر تو حلال کردیم.


[2] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 322 ؛ الاستیعاب، ج4، ص 1935 ؛ الطبقات الکبری، ج8 ، ص115 ؛ اعلام النساء، ج3، ص 122 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 226.


[3] . سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 316 و 320 ؛ اُسد الغابه، ج1، ص 256.


[4] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 174 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص 175 ؛ مبرّد، الکامل، ج2، ص 132 و 136 ؛ ابن طباطبا، الفخری فی الآداب السلطانیه، ص72 و 73.


[5] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 332 ؛ الإصابه، ج1، ص 399 ؛ حسن المحاضره، ج1، ص 193 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 83 .


[6] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 234 ؛ فتوح البلدان، ص137 ؛ تهذیب التهذیب، ج4، ص322.


[7] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 7 ؛ اعلام النساء، ج3، ص 201 ؛ الإصابه، ج4، ص 346 ؛ الأغانی، ج18، ص62 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص23 ؛ المحبّر، ص437.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 173
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست