نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 175
مرد است. هر سپاهی که با او در نبرد شرکت میکرد، شکست نمیخورد. در فتح مدائن زره و شمشیر خسرو را به غنیمت گرفت و در اجتماعات با شکوه، شمشیر او را حمایل میساخت. گروه تحت امر او «خرساء» نام داشت. در جنگ جمل و دیگر نبردها در کنار علی بود. علی در جریان جنگ جمل او را نزد طلحه و زبیر فرستاد و او با آنان به خوبی سخن گفت، به گونهای که نزدیک بود جنگ به صلح بینجامد. وی در کوفه ساکن شد و در آنجا درگذشت.[1]
لیلی غفاری
از زنان بزرگوار صحابه بود که در نبردهای پیامبر صلیاللهعلیهوآله شرکت میکرد و به درمان و پرستاری مجروحان و بیماران میپرداخت. هنگامی که علی در روز جنگ جمل به بصره رفت، با او همراه شد. چون عایشه را دید، نزد او آمد و به او گفت: آیا از رسول خدا فضیلتی درباره علی شنیدی؟ گفت: آری. آن وقتی که علی نزد ما بود، شنیدم که پیامبر به من میفرمود: ای عایشه! علی اولین کسی بود که اسلام آورد. تا آخر بر پیمان خود با من، باقی است و اولین کسی است که روز قیامت به من میپیوندد.[2]
مالک بن ربیعه ساعدی
ابو اُسَید، مالک بن ربیعة بن بدن خزرجی، صحابی و از قبیله بنی ساعده است. در جنگ بدر حضور داشت و در فتح مکه پرچمدار بنی ساعده بود. در جنگ صفین در کنار علی بن ابیطالب قرار گرفت. او آخرین بازمانده جنگ بدر بود.[3]
پی نوشتها
[1] . یکشنبه، اول محرم سال 40 = 17مه سال 660 ؛ جمعه 23 شعبان سال 40 = اول ژانویه سال 661 .
[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج1، ص 333 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 196 ؛ اُسد الغابه، ج1، ص 118 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 24 و 28 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 136 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص 138 به بعد ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «اشعث کندی» ؛ المعارف، ص333.
[ 5 ] . الاستیعاب، ج4، ص1953.
[ 6 ] . احزاب (33) آیه 50 : ای پیامبر! ما زنانی را که مهرشان را دادهای و آنان را که به عنوان غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است، مالک شدهای و دختر عموها و دختر عمهها و دختر داییها و دختر خالههای تو را که با تو مهاجرت کردهاند، بر تو حلال کردیم.
[ 274 ] . واقدی میگوید: ولایت ابوسفیان بر نجران هنگام درگذشت پیامبر صلیاللهعلیهوآله مورد پذیرش اصحاب ما نیست چون در آن هنگام عمرو بن حزم والی نجران بود (نک: الاستیعاب، ج 2، ص 714).
[ 275 ] . دربند : شهری است از جمهوری خودمختار و مستقل شوروی سابق «داغستان» که در سواحل بحر خزر واقع شده و آن را «باب» یا «باب الابواب» یا «ابواب الحدید» میگفتند (المحبّر).
[ 276 ] . ابوذر هیچگاه انفاق داراییهای افزون بر نیاز را واجب نمیدانست بلکه به استفاده ناروا از بیت المال و حیف و میل آن از جانب عثمان و کارگزارانش انتقاد داشت. عثمان از انتقاد ابوذر به او و اطرافیانش خشمگین شده و او را به ربذه تبعید کرد (الغدیر، ج 8 ، ص 332 و 335).
[ 277 ] . باب : شهری از جمهوری داغستان شوروی سابق، و در غرب دریای خزر قرار گرفته است.
[ 278 ] . اهل سنت طبق حدیثی ده تن را که پیامبر صلیاللهعلیهوآله به آنان بشارت بهشت داده بود، عشره مبشره میدانند که البته با توجه به اینکه بهشت و دوزخ در گرو اعمال انسان است و بعضی از این ده تن سالیانی دراز پس از آن حضرت زیسته و کارهای نه چندان شایسته انجام دادهاند و با توجه به سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآله که فرمود: «ما ادری ما یعمل بی» شیعه این حدیث را با قرآن و سنت مطابق نمیداند و در آن تردید کرده است (ر.ک: الغدیر، ج 10، ص 122).
[ 279 ] . وی نسبت به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام انحراف داشته است وعلی علیهالسلام او را کذّاب مینامید (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 77).
[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص48 ؛ الإصابه، ج3، ص 320 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 1283 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص 49 به بعد ؛ اُسد الغابه، ج4، ص 409 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر، حوادث سالهای 13 ـ 21 ق .