نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 179
سال 43 ق = 663 ـ 664م
رویدادها
درگذشت عمروبنعاص و نصب عتبةبنابیسفیان (برادر معاویه) بر مصر.
امپراتور کنستانتین سوم، رُم را مرکز امپراتوری قرار میدهد تا مانع استیلای عربها بر سیسیل شود.
وقایع نظامی
فتوحات
سرزمین روم: بُسر بن ارطاة ضمن حمله به روم تا قسطنطنیه پیش میرود.
سیستان: نفوذ عبدالرحمان بن سمره در سیستان و فتح «بست»، «رخج» و «غزنه» را فتح میکند.
شورشها
شورش خوارج در کوفه به رهبری مستورد بن علّفه و قلع و قمع آن توسط مغیرة بن شعبه، امیر کوفه.
شورش خوارج در بصره به رهبری خطیم باهلی و سهم بن غالب جمحی.
درگذشتگان
عبدالرحمان بن حارث.
عبدالله بن سلام.
عمرو بن عاص.
محمدبن مسلمه انصاری.
مستورد بن علّفه.
معقل بن قیس ریاحی.
عبدالله بن سلام
ابویوسف (ابوحارث) عبدالله بن سلام بن حارث اسرائیلی (انصاری) یکی از احبار یهود بود و با ورود پیامبر صلیاللهعلیهوآله به مدینه، اسلام آورد و بر آن پایدار و با اخلاص ماند. ( 296) نام حقیقیاش حصین بود و پیامبر صلیاللهعلیهوآله او را عبدالله نامید.
درباره او این آیه نازل شد: « ... وشهد شاهد من بنی اسرائیل ...»[2].
و آیه « ... قل کفی باللّه شهیداً بینی وبینکم ومن عنده علم الکتاب»[3].
با عمر بن خطاب در جلسه «جابیه» و نیز فتح بیتالمقدس حضور داشت و در مدینه درگذشت.[4]
عبدالرحمان بن حارث
ابومحمد، عبدالرحمان بن حارث بن هشام مخزومی قرشی از تابعان مورد اعتماد و جلیلالقدر و از اشراف قریش بود. او یکی از چهار
نفری است که عثمان بن عفان، نسخهبرداری از قرآن را به آنان سپرد تا در بلاد مختلف توزیع نمایند.[5]
عمرو بن عاص
ابو عبدالله، عمرو بن عاص بن وائل بن هاشم بن سعید بن سهم قرشی سهمی بود. قریش او را به حبشه فرستاد تا از نجاشی بخواهد که مسلمانان مهاجر به حبشه را به او تحویل دهد و به مکه بازگرداند. نجاشی پاسخ مثبتی به او نداد و او را بازگرداند. در سال هشتم هجری، او و خالد بن ولید و عثمان بن طلحه مسلمان شده و به مدینه رفتند. عمر بن خطاب او را پس از مرگ یزید بن ابیسفیان فرمانده سپاه فلسطین و اردن کرد. ( 297) سپس او را برای فتح مصر فرستاد و عمرو آنجا را فتح کرد. عثمان او را والی مصر کرد، سپس عزلش نمود و عبدالله بن سعد بن ابیسرح عامری را حاکم گرداند. این، آغاز خصومت بین عمرو و عثمان بود. عمرو به مدینه بازگشت، در حالی که کینه عثمان را در دل داشت و مردم را علیه او برمیانگیخت. هنگامی که عثمان کشته شد، عمرو نزد معاویة بن ابیسفیان رفت و همراه او در صفّین حضور داشت. هنگامی که جنگ به ضرر معاویه شدّت گرفت، عمرو پیشنهاد حکمیّت و بالا بردن قرآنها را برای ترک مخاصمه مطرح کرد و چون علی به حکمیّت رضایت داد، عمرو نماینده معاویه شد و ابوموسی اشعری نماینده علی. پس از پایان حکمیت و استقلال معاویه در شام و مصر، عمرو از معاویه خواست که ولایت مصر را به او بسپارد. ذهبی روایت میکند:
عمرو از معاویه پرسید: آیا تو معتقدی که ما به سبب برتری تو بر علی با او مخالفت کردیم؟ نه به خدا، ما فقط برای دنیا به جان هم افتادیم. به خدا سوگند، یا بخشی از حکومت را به من وامیگذاری، یا تو را تنها میگذاریم. این بود که معاویه حکومت مصر و خراج شش سال را به او سپرد که حقوق مردم آن را بپردازد و بقیه از آن خود او باشد. بدین گونه عمرو، اموال بسیاری را جمع آورد. عمرو از جنگآوران و پهلوانان قریش و نیز هوشمندی چارهجو، صاحبنظر و حیلهگر بود. مادرش کنیزکی به نام سلمی، دختر حرمله از قبیله بنی عنزه، ملقّب به نابغه بود و در بازار عکاظ فروخته شد. فاکه بن مغیره و سپس عبدالله بن جدعان او را خرید و سرانجام به دست عاص بن وائل سهمی رسید و عمرو را برای او به دنیا آورد. مادرش همسران دیگری نیز اختیار کرد. عمروعاص برادران مادری داشت که عبارت بودند از: عروة بن اثاثه عدوی و عقبة بن نافع بن عبدالقیس فهری.
او در 93 سالگی در مصر مرد و در مقطّم به خاک سپرده شد.[6]
[ 1 ] . شنبه اول محرم سال 43 = 15 آوریل سال 663 ؛ دوشنبه 26رمضان، سال 43 = اول ژانویه سال 664 .
[2] . احقاف (46) آیه 10 : ... یکی از بنی اسرائیل بدان شهادت داد.
[3] . رعد (13) آیه 43 : بگو : خدا و هرکس از کتاب آگاهی داشته باشد، به شهادت میان من و شما کافی است.